فیک عشق کودکی

دکتر: your child fill bad sick and he need a vaccination
ا/ت: حیح بچم مریض شده ( بغلش کردم)
کوک: گفت ؟vaccination الفرار
ا/ت : کوک تو نمیتونی این کادو بکنی بچه تو رو دوست داره و تو رو مکان امنش میدونه تو نمیتونی اینو همینطوری ولش کنی
کوک: بجای بچه خودم گریم میگیره
ا/ت: خود دانی
کوک: جونگ یول رو از ا/ت گرفتم و بردمش کنار تخت و نشستم رو تخت و کاپشنش رو در آوردم*..
دکتر:* ?Are you ready little boy
کوک: محکم بغلش کردم
جونگ یول: جیغ زدن و زدن زیر گریه*..
کوک: جون جون عشق من تمومم شددد گریه نکن کوچولوم ( کیوت و حالت شعر خوندن)
دکتر: ..oohh my dear
*
کوک: بچها بیرون منتظرم بودن و جونگ یول هم یک ریز میکرد..گریه نکن دیگه نفسم.. الان برای پسرم شیر موز میخرمم
ا/ت: پس من چی؟
کوک: باشه برای تو هم میگیرم😂
جونگ یول: هق هق کنان شیر موز میخورد*
ا/ت: فداش بشم من دردت اومد؟
دیدگاه ها (۱۴)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

تکپارتی جونگ کوک

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت۳منو برد تو اتاق بی صدا اشک م...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟡: ساختمان قدیمیساعت پنج و پنجاه و پنج دقیق...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط