بی اجازه...

بی اجازه...
حواسم را پرت کن ته جیبت؛
همان جا که مامن دستهایم است در سرما
بی اجازه...
دلم را گره بزن به ته ریش جذابت تا مست شود و تمام روز را تلو تلو بخورد!
بی اجازه...
شعرهایم را به نام چشمهایت سند بزن!
بی اجازه...
نیمه شب چشم هایت را باز کن تا خورشید برسد!
بی اجازه...
برو وسط یکی از شعر هایم بنشین و بگو...
تا بوسه نگیرم این شعر تمام نمی شود!
بی اجازه...
دلم را ببر و پس نیاور!
بی اجازه...
امشب فال حافظ بگیر و قول بده تعبیرش آغوش من باشد!
بی اجازه مرا ببوس...
بی اجازه...
به خوابم بیا!
بی اجازه...
اصلا بی اجازه عاشقم کن؛
هلاکم کن!
ببین دلبر جان...
مگر شما اجازه میخواهی؟
اجازه ی ما هم دست شماست خب!
راستی بی اجازه آخر این شعر چشمهایم را بگیر و بپرس ...
دوستم داری؟
من هم میگویم ...
بی اجازه با کمال میل،
برای یک عمر...
بله!💕
دیدگاه ها (۴)

‍ بی اجازه...حواسم را پرت کن ته کیفت،همان جا که شتر با بارش ...

بیا بنشینکمی شعر بخوانبیا کتابم را ورق بزندست شعرهایم را بگی...

بیا بنشینکمی شعر بخوانبیا کتابم را ورق بزندست شعرهایم را بگی...

.گفتنی ها را که گفتم قربان سرت!با هر اعجازی که داشتم برایت پ...

خداحافظی پارت ۱لیدی🍋کهکشان زیبام، نور قلبم، خیلی منتظرت موند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط