بیا بنشین

بیا بنشین
کمی شعر بخوان
بیا کتابم را ورق بزن
دست شعرهایم را بگیر
احساسم را
مزه مزه کن ...

به خاطر خودت می گویم
وگرنه
سطر سطر این اشعار
روح مرا به رگبار بسته است
و قلبم دیگر نمی تپد !

به خاطر خودت می گویم
کمی شعر بخوان
شاید بفهمی
کدام سطر
تیر آخر را شلیک کرد
که گلبرگ های دلم
پرپر شد
و عطر عشق
این چنین
تمام شهر را پر کرده است . .

به خاطر خودت می گویم
کمی شعر بخوان
شاید به یاد بیاوری
کسی آن دورها
روزگاری
دیوانه وار تو را دوست داشت ...
دیدگاه ها (۶)

💗 قولی که شکستییک هفته گذشته بود.هفت روزی که ا.ت تلاش کرده ب...

بیا بنشینکمی شعر بخوانبیا کتابم را ورق بزندست شعرهایم را بگی...

بیا پرنده ی کوچک، بیا به خانه ی من قدم به چشم گُذار و نِشین ...

اصلا به اینجای اسفند که می رسد،باید بزنی سر شانه خودت،که این...

بگذار تا پیراهنت دستی بجنباندبا دگمه‌های باز، من را هم بمیرا...

کاش میشد این بار، شعر ها از من برای تو بنویسند. شاید آنها وا...

کاش میشد این بار، شعر ها از من برای تو بنویسند. شاید آنها وا...

تقدیم حضرت دلبر💞بگذار تا پیراهنت دستی بجنباندبا دگمه‌های باز...

وریا امین

شکوفه های گیلاس🌸🌸پارت۷🌸چویا:پس....اگه من پسر بزرگ خاندان اصل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط