🍷🌹…………………………پارت۱۲…………………………🌹🍷
🍷🌹…………………………پارت۱۲…………………………🌹🍷
#معشوقه_آلفا
.........................ویو مین........................
÷ میخوام برم پیشش.
~ نه.
÷ ولی مین...
~ گفتم نه.
جیمین با اخم نگاهم کرد.
÷ تو نمیفهمی من چقدر نگرانشم.
~ اتفاقاً خوب میفهمم.
آروم دستش رو گرفتم.
~ ولی الان کاری که میخوای بکنی، فقط باعث میشه خودت هم گرفتار بشی.
جیمین چیزی نگفت.
سرش رو پایین انداخت.
÷ پس حداقل بذار یه کاری براش بکنم.
~ میکنی.
با تعجب نگاهم کرد.
÷ چی؟
~ وقتی زمانش برسه.
چند لحظه به چشمهام خیره شد.
÷ قول میدی کمکم کنی؟
~ قول میدم.
جیمین آروم سرش رو تکون داد.
بعد خمیازهای کشید و دستش رو جلوی دهنش گرفت.
لبخندی از سر کیوتیش زدم
~ خستهای؟
÷ نه...
دوباره خمیازه کشید.
~ پس نه؟
جیمین با اخم بچگانهای نگاهم کرد.
÷ تقصیر توئه......
ادامه دارد................🌹🍷
.
#معشوقه_آلفا
.........................ویو مین........................
÷ میخوام برم پیشش.
~ نه.
÷ ولی مین...
~ گفتم نه.
جیمین با اخم نگاهم کرد.
÷ تو نمیفهمی من چقدر نگرانشم.
~ اتفاقاً خوب میفهمم.
آروم دستش رو گرفتم.
~ ولی الان کاری که میخوای بکنی، فقط باعث میشه خودت هم گرفتار بشی.
جیمین چیزی نگفت.
سرش رو پایین انداخت.
÷ پس حداقل بذار یه کاری براش بکنم.
~ میکنی.
با تعجب نگاهم کرد.
÷ چی؟
~ وقتی زمانش برسه.
چند لحظه به چشمهام خیره شد.
÷ قول میدی کمکم کنی؟
~ قول میدم.
جیمین آروم سرش رو تکون داد.
بعد خمیازهای کشید و دستش رو جلوی دهنش گرفت.
لبخندی از سر کیوتیش زدم
~ خستهای؟
÷ نه...
دوباره خمیازه کشید.
~ پس نه؟
جیمین با اخم بچگانهای نگاهم کرد.
÷ تقصیر توئه......
ادامه دارد................🌹🍷
.
- ۱.۷k
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط