پارت یک درد ابدی

پارت یک درد ابدی
فلش بک به ده سال پیش
ات ابجی عق کمکم کننن گریه
عمو نه نه ابجیت نمیاد کمکت پوزخند
عمو ات رفت که تینا خاهر ات اومد
تینا اتت
ات ابجیی هققق گریه
تینا دست اتو گرفت میبورد
عمو وایسا حق نداری جایی ببریش پوزخند
تینا با اونا کاری نداشته باش فقط با من
عمو تو پوزخند
تینا اره اره(تینا خاهر بزرگتر اته که اینجا پونزده سالشه)
عمو اونا تینا رو برد
تینا بعد دو روز اومدخونه
رفت حمام
تینا هر روز میرغت حمام چون عموش بهض تجا*وز کرده بود اون افسرده شده بثد تا اینکه دیگه تاقت نداشت ولی بفکر خاهرش بود تصمیم داره برای همیشه محو شه و رفت
پایان فلش بک
ات هققققق تهیونگ ولم کنننن داد گزیه
ته گفتم ساکت عربده عصبی
ات جیغغغغغغغ
ته گفتم خفه شوووو عربده عصبی
ات نمیخاممممم داد گریه
تهیونگ کوبوند توی گوش ات
ات هق میدونستم هق هیچوقت دوستم نداشتی هق باشه من بار اضافم اره هق میرم میرم که هق که راحت باشی هق گریه
ته ات ات من چیزه ات وایسا
ات بهم دست نزنننننن داد گریه
ته ات گونت منو منو ببخش
ات بهم دست نزن گریه رفت داخل اتاق چیزاشو جم کرد اومد که بره تهیونگ دستضو گرف
ته ات نرو باشه عصبیم نکن
ات بهم دست نزن بهم گفتی خفه شو تو منو دوست نداری من خاهرتم تو احساسات نداری هان از موقعی که خاهرم مرد همش تقصیر تو بود چون تو تو عو*ضی مارو دادی دست عموووووو داد گریه
ته ات من اینکارو نکردم
ات تو کردی خوبم کردیییی داد
ات ایییی سرم
ات ویو
داشتم باهاش دعوا میکردم ک سرم مثل چی درد گرفت دستمو گذاشتم روی سرم خیلی درد میکرد تهیونک اومد نزدیکم رفتم عقب
ته ات اتتتت گریه
ته اتتت ات پا میشی یا میکشمت
در زدن رفت دم در درو باز کردــ..........
دیدگاه ها (۳)

پارت۴

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۸۹| آخرین نگاه قب...

دیو و دلبر پارت ۵ رفت درو محکم بستم یه گوشه حمام کز کردم بدن...

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

وقتی استادت بود:P:5ویو کوک:که یک دفعه ایی دستشو گزاشت روی سر...

وقتی بهت خیانت کرد

ممنون که میخونی این داستان واقعی

پارت 23 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍که هیون اومد و رفت همه اتاق هارو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط