{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان وحشتناک شماره تلفن‌ های شوم

داستان وحشتناک شماره تلفن‌ های شوم

باورهای خرافه‌ی زیادی در مورد اعداد منحوس در دست است. در این میان، به نظر می‌رسد یک شماره تلفن صادر شده از یک شرکت مخابراتی در بلغارستان یکی از مشهورترین موارد مربوط به اعداد نحس در تاریخ معاصر است. ظاهراً این شماره تلفن نحس موجب مرگ دستکم ۳ نفر از صاحبان خود شده است. چه این اتفاقات تصادفی باشد چه نباشد، از آن زمان تا به حال شماره تلفن همراه ۰۸۸۸-۸۸۸-۸۸۸ با مرگ و بداقبالی صاحبانش گره خورده است. اولین قربانی این شماره ولادیمیر گراشنوف، مدیر عامل سابق شرکت تلفن همراه «موبایل‌‌تِل (MobilTel)» بود. او در سال ۲۰۰۱ در سن ۴۸ سالگی بر اثر سرطان جان خود را از دست داد. شایعات زیادی پیرامون مرگ گراشنوف در گرفته، از جمله گفته می‌شود که یکی از رقبا او را به آرامی مسموم کرده است.

شماره تلفن منحوس دو سال بعد جان قربانی دیگری را نیز گرفت. این بار نوبت به کنستانتین دیمیتروف، رئیس مافیای بلغاری رسید. او در هنگامی که مشغول صرف شام با معشوقه‌اش بود به ضرب چند گلوله به قتل رسید. دیمیتروف در هنگام مرگ ۳۱ سال داشت. اداره پلیس بلغارستان گمان می‌کند مرگ او زیر سر یکی از قاچاق‌چیان رقیب بوده است. سومین و آخرین قربانی این شماره منحوس کنستانتین دیشلیف بود. دیشلیف هم در سال ۲۰۰۵ در هنگام صرف غذا در یک رستوران هندی کشته شد. دیشلیف مانند صاحب قبلی شماره تلفن با جنایتکاران زیرزمینی ارتباطاتی داشت.

احتمالاً شما هم فکر می‌کنید این قربانیان سرشناس حتی بدون آن شماره تلفن نحس نیز جان خود را از دست می‌دادند، به‌ویژه آنهایی که درگیر قاچاق مواد مخدر بودند. اما همین واقعیت که تمامی صاحبان شماره تلفن جان خود را در یک دوره‌ پنج‌ساله از دست دادند برای شرکت مخابراتی بلغارستان کافی بود تا این شماره را برای همیشه غیرفعال کند.
دیدگاه ها (۰)

واشنگتن به بهانۀ ایران سراغ هوآوی رفتدادگاه فدرال بروکلین می...

بسم الله الرحمن الرحیمیادداشت قسمت دوم :بنابراین گزارش: هر ...

I'm not jealous part 61اینم از جیمین شده یکی لنگه ی تهیونگ ا...

سهراب سپهری در نقاشی از دستاوردهای زیبایی شناختی شرق و غرب ب...

رمان انتقام ازدواج کامل

🖤 OBSESSION | وسواسپارت هشتم: دروغی به نام اعتمادالارا به صف...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

🖤 مافیای منقسمت چهاردهم | دو چهرهصبح شرکت مثل همیشه شلوغ بود...

+ ( یوشیرو تو نمیتونی.... ما... ما ازدواج کردیم من زنتم!) و ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط