ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز
دیگر سراغ شعله ی آتش ز من مگیر
می خواستم که شعله شوم سرکشی کنم
مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر

روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش
در دامن سکوت به تلخی گریستم
نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها
دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم

#فروغ_فرخزاد
😢 😢 😢 😔 😔 😔 😔 😔 😔 😔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔 💔
🌟 💫
دیدگاه ها (۱)

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوزدیگر سراغ شعله آتش ز من مگیرم...

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوزدیگر سراغ شعله ی آتش ز من مگی...

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز دیگر سراغ شعله ی آتش ز من مگ...

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوزدیگر سراغ شعله ی آتش ز من مگی...

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوزدیگر سراغ شعله ی آتش ز من مگی...

روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویشدر دامن سکوت به تلخی گریستمنا...

"ای سینه در حرارت سوزان خود بسوزدیگر سراغ شعله آتش زمن مگیرم...

ای سینه درحرارت سوزان خودبسوزدیگرسراغ شعله اتش زمن مگیرمیخوا...

می خواستم که شعله شوم سرکشی کنممرغی شدمبه کنج قفس بسته و اسی...

روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویشدر دامن سکوت به تلخی گریستنال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط