داشتم فكر ميكردم به همين روزهايم

داشتم فكر ميكردم به همين روزهايم
در سال قبل اينكه براى چه چيزها
دلم بيقرار بود و حالا نسبت به آنها بى تفاوتم.
ميدانيد چه ميخواهم بگويم؟
ميخواهم بگويم زياد از غصه ى امروز
دلتان نگيرد، شايد يك سال ديگر
يادآورى اش برايتان خنده دار باشد!
دیدگاه ها (۱)

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

پسرک ماه زاده ی من، شاید مدت کمی باشه که دوباره به دستت آورد...

(بچه ها ببخشید بابت این دو روزی که نه بودم) قسمت ۱۳ روز بعد،...

در دوره پهلوی، هیچ رئیس کاروانی جرأت نمی‌کرد نام مرا برای حج...

بچه که بودم خیلی لواشک آلو دوست داشتم، برای همین تابستون که ...

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

وای ملکه من! نفسِ راحتی کشیدم! داشتم از دستِ این تهیونگ سکته...

پارت: 18 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*زین خندید. یه خنده‌ی کوتاه...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط