(بچه ها ببخشید بابت این دو روزی که نه بودم)

(بچه ها ببخشید بابت این دو روزی که نه بودم)

قسمت ۱۳
روز بعد، جونگ‌کوک نقشه‌ی دقیق و قاطعانه‌ای کشید تا برای همیشه به حضورِ سوهی و هر سوءتفاهم دیگه‌ای خاتمه بدهد. او سوهی را به یک کافه‌ی شلوغ و عمومی دعوت کرد؛ جایی که همه‌ی همکاران و خبرنگارها حضور داشتند. وقتی سوهی شروع کرد به یادآوری خاطرات گذشته و اینکه «ما هنوز هم متعلق به هم هستیم»، جونگ‌کوک با صدایی آرام اما محکم که در کل کافه پیچید، حرفش را قطع کرد.

او رو به سوهی گفت: «اشتباه بزرگی کردی که برگشتی تا چیزی رو که سال‌ها پیش تموم شده، زنده کنی. من توی زندگیم یک بار حقِ انتخاب داشتم و شاید اولش این ازدواج یک اجبار بود… اما حالا، هیچ‌کس، تأکید می‌کنم هیچ‌کس، برام باارزش‌تر از همسرم نیست. این پرونده همین‌جا برای همیشه بسته شد.»
خبر این برخورد قاطع و بی‌نظیر، مثل بمب در شهر پیچید و به گوش «ات» هم رسید. غرور و عشقی که «ات» نسبت به جونگ‌کوک پیدا کرده بود، حالا به اوج خودش رسیده بود.

غروب همان روز، وقتی جونگ‌کوک خسته اما با خیالی راحت به عمارت برگشت، چراغ‌های سالن خاموش بود. با تعجب صدا زد: «ات؟ کجایی؟»

ناگهان چراغ‌ها روشن شدند. «ات» با لبخندی درخشان، در حالی که یک میز کوچک با شام دو نفره آماده کرده بود، به سمتش آمد. هیچ اثری از سردیِ روزهای اول نبود.

جونگ‌کوک با دیدن این صحنه، لبخند عمیقی زد، به سمتش رفت و دور کمرش رو گرفت. سرش رو نزدیک برد و با شیطنت گفت: «پس خانمِ خونه بالاخره تصمیم گرفته به من شام بده؟»
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

چند پارتی✨تعطیلات بود و ات همراه جونگ‌کوک برای چند روز به ای...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۱۰✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

چندپارتی جونگ کوک

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

ادامه ی پارت ۱۹۵

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط