سیلام بر همه ی دوزتان

سیلام بر همه ی دوزتان
اومدم با درخواستییییی✨🍭😗
بریمممممم

موضوع: اگه لباست نازک باشه و سرما بخوری

دازای: باهم رفته بودین بیرون و ی لباس نازک تنت بود
قشنگ مث موش آب کشیده اومدین خونه🗿
ت ک واست مهم نبود سریع لباساتو عوض مردی و گرم و سرد شدی
با این که دازای بهش هشدار داد ولی اهمیت ندادی
صبح هم با سردرد بیدار شدی
فهمیدی ک سرما خوردی و حالا به دازای چی میگی؟
خودش زودتر فهمیده بود و کلی مراقبت بود ک خوب شدی✨


اکو: شب بود رفته بودین بیرون و توی ماشین بودین
ت سرتو از ماشین بیرون اوردی و کلی سر و صدا و خوشی کردی
ی لباس نازک تنت بود
اکو گفت: هی ا/ت بیا تو سرما میخوری ها
ا/ت: نه نمیخورمممممم
بعله دیگه اومدین خونه و خوابیدن و صب با بینی کیپ بیدار شدی🙃
اکو فهمید و گفت: حتماً باید بلایی سر خودت بیاری ؟
مراقبت بود تا خوب شدی


چویا: رفته بودین بار و دیروقت برگشتین
خونه و لباست نازک بود
خودت ی چیزایی حس میکردی ولی خب برات مهم نبود
برا همین خوابیدین و صبح با بدن درد شدید بلند شدی🗿
فهمیدی ک چی شده 😗🍭
هیچی دیگه مرقبت بود تا خوب شدی


گومن واسه اتسو ایده نداشتم 😁
تا درودی دیگر بدرود

#سوکوکو
#شین_سوکوکو
#دازای
#چویا
#اکوتاگوا
#اتسوشی
#سناریو
#وانشات
#انیمه
#سگ_های_ولگرد_بانگو
دیدگاه ها (۸)

رمان سوم پارت هشتم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> فردا صبح وی...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

بهار بدون تو

رمان بهترین من،پارت۴☆چویا:گ..م شو اون طرفدازای:من که روی زمی...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

شکوفه های گیلاس 🌸 🌸پارت ۱۱🌸*ویو چویاداشتم تویه خیابون راه می...

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط