راز پشت زره پارت ۱
از زبان سونیک💙
از وقتی که شدو رو دیدم بهش احساس دارم اما نمی دونم که بهش بگم یا نه؟
تصمیم گرفتم بهش بگم و رفتم تا دنبالش بگردم.
دیدم که شدو به یه درخت تکیه داده.
سونیک:سلام شدو.
شدو:چی میخوای؟
سونیک:اممم....هیچی.
شدو:یعنی واسه هیچی اومدی اینجا؟
سونیک:اره راستش نه.
سونیک:شدو من...باید یه چیزی رو بهت بگم.
شدو:بگو.
سونیک:راستش من...بهت احساس دارم.
شدو:چی؟
سونیک:..
شدو: هاهاها،تو؟
سونیک:شدو این اصلا مسخره نیست.
شدو:متاسفم سونیک اما من اصلا نسبت به تو احساس ندارم.
سونیک:...
و از اونجا رفت.💔
حس خیلی بدی داشتم،اصلا چرا بهش گفتم؟
کاشکی اصلا بهش نمی گفتم.
تصمیم گرفتم برم پیشه تیلز.
(فلش بک به کارگاه تیلز🗿💃)
تیلز:سونیک،حالت خوبه؟
سونیک:نه اصلا حالم خوب نیست.
تیلز:خب بهش گفتی؟
سونیک:اره اما اصلا خوب پیش نرفت.
تیلز:اوه،چه بد.
سونیک:میدونم.
تیلز:اشکالی نداره.
سونیک:چرا،اشکال داره،همش تقسیر منه.
تیلز:نگران نباش من مطمءنم همه چی درست میشه.
سونیک:...باشه..
تیلز:راستش منم باید یه چیزی رو بهت نشون بدم.
تیلز یه جعبه رو اورد و روبه روی من گذاشت.
سونیک:این چیه؟
تیلز:خودت میفهمی.
جعبه رو باز کردم و توش یه الماس بود.
سونیک:این چیه؟
تیلز:من این الماس رو تو یکی از غار های تپه سبز پیدا کردم(تپه سبز همون گرین هیله)
سونیک:حالا چیزی ازش فهمیدی؟
تیلز:هنوز نه اما فکر کنم یه قدرتی داره چون اگه بهش دست بزنی روشن میشه.
سونیک:واقعا؟
تیلز:اره.
سونیک:شاید یه امتحان کوچیک واسه من بد نباشه.
تیلز:خیلی خب اما مواظب باش.
سونیک:باشه.
الماس رو برداشتم و بهش نگاه کردم و دیدم داره روشن میشه.
سونیک:اممم....تیلز این الان اتفاق خوبیه؟
تیلز:نمیدونم.
الماس روشن تر شد که یه دفعه منو به خودش جذب کرد.
تیلز:سونیک،نه!
و از اون موقع نمیدونم چه اتفاقی افتاد.
چشمام رو باز کردم و دیدم که پیشه تیلز نیستم.
سونیک:من کجام؟
خیلی عجیب بود،گرین هیلز هیچ فرقی نکرده پس معنی اون الماسه چیه؟
یه دفعه خش خش چیزی رو پشت سرم شنیدم.
سونیک:کی اونجاست؟
یه دفعه کسی از بوته ها بیرون اومد.
سونیک:تو کی هستی؟
؟؟؟:نگران نباش لازم نیست بترسی.
سونیک:تو اینجا چیکار میکنی؟
؟؟؟:یکی باید این سوال رو از تو بپرسه.
خیلی عجیب بود،اون زره سیاه پوشیده بود و صورتش معلوم نبود اما...شباهت زیادی به شدو داشت.
؟؟؟:تو نباید اینجا باشی،اینجا خیلی خطرناکه.
سونیک:...
؟؟؟:گربه زبونت رو خورده؟
سونیک:میتونم بپرسم اسمتون چیه؟
؟؟؟: سر لنسوت ولی تو میتونی منو شدو صدا کنی.(سرلنسوت اسم ورژن شوالیه شدو هستش)
سونیک:بگو ببینم تو کی هستی؟
شدو:من شوالیه هستم.
سونیک:شوالیه؟
شدو:اره و تو؟
سونیک:منم سونیکم
شدو:خوبه.
ادامه دارد...
سونیک:شدو؟
از وقتی که شدو رو دیدم بهش احساس دارم اما نمی دونم که بهش بگم یا نه؟
تصمیم گرفتم بهش بگم و رفتم تا دنبالش بگردم.
دیدم که شدو به یه درخت تکیه داده.
سونیک:سلام شدو.
شدو:چی میخوای؟
سونیک:اممم....هیچی.
شدو:یعنی واسه هیچی اومدی اینجا؟
سونیک:اره راستش نه.
سونیک:شدو من...باید یه چیزی رو بهت بگم.
شدو:بگو.
سونیک:راستش من...بهت احساس دارم.
شدو:چی؟
سونیک:..
شدو: هاهاها،تو؟
سونیک:شدو این اصلا مسخره نیست.
شدو:متاسفم سونیک اما من اصلا نسبت به تو احساس ندارم.
سونیک:...
و از اونجا رفت.💔
حس خیلی بدی داشتم،اصلا چرا بهش گفتم؟
کاشکی اصلا بهش نمی گفتم.
تصمیم گرفتم برم پیشه تیلز.
(فلش بک به کارگاه تیلز🗿💃)
تیلز:سونیک،حالت خوبه؟
سونیک:نه اصلا حالم خوب نیست.
تیلز:خب بهش گفتی؟
سونیک:اره اما اصلا خوب پیش نرفت.
تیلز:اوه،چه بد.
سونیک:میدونم.
تیلز:اشکالی نداره.
سونیک:چرا،اشکال داره،همش تقسیر منه.
تیلز:نگران نباش من مطمءنم همه چی درست میشه.
سونیک:...باشه..
تیلز:راستش منم باید یه چیزی رو بهت نشون بدم.
تیلز یه جعبه رو اورد و روبه روی من گذاشت.
سونیک:این چیه؟
تیلز:خودت میفهمی.
جعبه رو باز کردم و توش یه الماس بود.
سونیک:این چیه؟
تیلز:من این الماس رو تو یکی از غار های تپه سبز پیدا کردم(تپه سبز همون گرین هیله)
سونیک:حالا چیزی ازش فهمیدی؟
تیلز:هنوز نه اما فکر کنم یه قدرتی داره چون اگه بهش دست بزنی روشن میشه.
سونیک:واقعا؟
تیلز:اره.
سونیک:شاید یه امتحان کوچیک واسه من بد نباشه.
تیلز:خیلی خب اما مواظب باش.
سونیک:باشه.
الماس رو برداشتم و بهش نگاه کردم و دیدم داره روشن میشه.
سونیک:اممم....تیلز این الان اتفاق خوبیه؟
تیلز:نمیدونم.
الماس روشن تر شد که یه دفعه منو به خودش جذب کرد.
تیلز:سونیک،نه!
و از اون موقع نمیدونم چه اتفاقی افتاد.
چشمام رو باز کردم و دیدم که پیشه تیلز نیستم.
سونیک:من کجام؟
خیلی عجیب بود،گرین هیلز هیچ فرقی نکرده پس معنی اون الماسه چیه؟
یه دفعه خش خش چیزی رو پشت سرم شنیدم.
سونیک:کی اونجاست؟
یه دفعه کسی از بوته ها بیرون اومد.
سونیک:تو کی هستی؟
؟؟؟:نگران نباش لازم نیست بترسی.
سونیک:تو اینجا چیکار میکنی؟
؟؟؟:یکی باید این سوال رو از تو بپرسه.
خیلی عجیب بود،اون زره سیاه پوشیده بود و صورتش معلوم نبود اما...شباهت زیادی به شدو داشت.
؟؟؟:تو نباید اینجا باشی،اینجا خیلی خطرناکه.
سونیک:...
؟؟؟:گربه زبونت رو خورده؟
سونیک:میتونم بپرسم اسمتون چیه؟
؟؟؟: سر لنسوت ولی تو میتونی منو شدو صدا کنی.(سرلنسوت اسم ورژن شوالیه شدو هستش)
سونیک:بگو ببینم تو کی هستی؟
شدو:من شوالیه هستم.
سونیک:شوالیه؟
شدو:اره و تو؟
سونیک:منم سونیکم
شدو:خوبه.
ادامه دارد...
سونیک:شدو؟
- ۱۵.۲k
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط