#پنجاه و هفت

#پنجاه و هفت
ستوده بود!
تلفن و وصل کردم
_ سالم بله؟
_ پایین منتظرتونم..
بدون هیچ کالم دیگه ای قطع کرد...
جااانم؟
چی شد االن؟
ستوده اومده بود دنبالم؟
با اخمای درهم رفتم بیرون و در رو بستم
ستوده داخل یک ماشین مدل باال منتظرم بود
نشستم داخل ماشین و بعد از سالم و احوال پرسی ازش پرسیدم:
_سحر قرار بود بیاد دنبالم بازم ببخشید که مزاحم شما شدم
_اختیار دارید داشتم از دفتر برمیگشتم نزدیک بودم گفتم خودم بیام
تشکری کردم و به این فک کردم که 45 دقیقه راه رو میگه نزدیک!!!
خونشون توی یکی از خیابونای خوب شهر بود با ریموت در و باز کرد و وارد یه محوطه ی بزرگ باغ مانند شدیم..
ماشینش و داخل پارکینگ پارک کرد و پیاده شدیم..
با دستش به یه مسیر سنگفرش شده که دو طرفش پر از گل کاری های متناسب با فصل بود اشاره کرد و راه افتادیم به
اون سمت
رو به رومون یه خونه ی ویالیی بود که با سنگ مرمر سفید و سبز کار شده بود..
از پنج تا پله ی ورودی باال رفتیم و کنار در که رسیدیم درو باز کرد و کنار ایستاد تا من وارد بشم..
زیر لب تشکری کردم و وارد شدم
هم زمان با ورودم یه خانوم مسن قد کوتاه و تپل از راهروی مقابل وارد شد
با لبخند اومد سپتم و بغلم کرد..
دیدگاه ها (۱)

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

پارت ۵۸

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ بعد از مدتی، ماشین وارد شهر ش...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

~مادر پسری که اخیراً قهرمان پست جونگکوک شده بود، این عکس رو ...

کپشنننننن🎀🦢عروسک من😈🔞پارت سی و چهار همراه سرهان رفتیم بیرون ...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 14 چند لحظه دیگه نگاهم ک...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "25" "ویو جئون آنجلینا"بعد...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁵ویو: جونگ‌کوکبا چند تا ماشین از ...

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط