{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدرم

پدرم
می دانی چقدر تلخ رهایم کردی؟
پس رسم خداحافظی چه؟
حرفی، پیامی، سخنی؟؟ هیچ؟
کاش آخرین باری که به دیدنت آمده بودم
دستان زحمتکش و مهربانت را به نشانه ی
وداع آخر برایم تکان داده بودی
پدر جان می خواهم فراموش کنم
روزهای پردرد زندگی را می خواهم از
یاد ببرم چگونه رفتنت را
من بعد از تو از تمام درس های زندگی
بیزارم. آخر نمیدانی چه ظالمانه به من آموخت
که بی تو نفس بکشم 💔
آموخت که بعد از تو بخندم
آن هم خنده هایی نه از عمق وجود
هر وقت چیزی بر قلبم سنگینی کرد
بیشتر به درد نبودنت آگاه تر میشوم
برایم دعا کن روح آشفته ام با مرور
خاطرات بودنت آشفته تر نگردد.
دعا کن از این به بعد صدای زنگ
در خانه وجودم را نلرزاند.
دعا کن دیدن استکان چای تو جگرم را
نسوزاند.
دعا کن با دیدن لباس های خوشبو
و اتو کشیده ات که از تو جا مانده
چشمانم را تار نکند. 😔 😔
دعا کن دیدن جای خالی ات که تمام
گوشه گوشه های خانه را پر کرده زیر
زیر پایم را خالی نکند.
تو کجای قصه ای؟؟؟
تو در کدام ستاره خفته ای؟؟ 💔
نشانی نیست کاش از تو یک سایه داشتم
فقط یک سایه
ای قامتت استوار. ای مهربان پدر 💔 😞
#روزـپدر پدرعزیزم روحت شادویادت گرامی
دیدگاه ها (۹)

پدرم نیست ...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

The Last Shadow

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

وارث سایه ها

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۱✨______________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒____...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط