ببخشید شیش روز نبودم اینترنت نداشتم نتونستم پارت بدم الان
ببخشید شیش روز نبودم اینترنت نداشتم نتونستم پارت بدم الانم خیلی اینترنت کمه ولی برای جبران اون چند روز اومدم یک سناریو بدم
موضوع: چیبی بشن
کارکتر: کوکونوی ــ کازوتورا ــ میتسویا ـ اینوپی/اینویی ـ ریندو ـ مایکی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کوکو
ـــ همیشه داره پول میشموره
ـــ بعضی وقتا تورو با آکانه اشتباه میگیره
ـــ گاهی تو بغلت میخوابه
ـــ وقتی قهر میکنه میره خودشو با شمردن پول سرگرم می کنه
ـــ وقتی مهمون میاد خیلی آرومه
ـــ زیاد حرف نمیزنه
.
.
.
.
کازوتورا
ـــ هر اتفاقی می افته میگه ((تقصیر مایکیه))
ـــ وقتی کار اشتباهی میکنه یا وسایل و میشکنه خودش اول پشیمون میشه بغذ میکنه
ـــ گاهی میاد رو موهات میشینه
ـــ بعضی وقتا باجی میاد بهش سر میزنه
ـــ وقتایی که براش داستان میخونی رو خیلی دوست داره
ـــ از مهمون متنفره وقتی مهمون میاد میره پشت پرده قایم میشه
ـــ اگه قهر کنه میشینه پاهاشو بغل میکنه بغذ میکنه
.
.
.
.
میتسویا
ـــ بهت خیاطی یاد میده
ـــ در هر صورت میخواد کمکت کنه
ـــ ازت میخواد لباسای کوچیک براش درست کنی
ـــ دلش برای هاکای تنگ شده بود برای همین بهش هر روز زنگ میزنه
ـــ قهر نمی کنه به هیچ وجه
ـــ وقتی مهمون میاد تو بغلت میشینه
ـــ خیلی خجالت میکشه
.
.
.
.
اینویی
ــ خیلی ساکته
ــ از بازی قایم موشک خوشش میاد گاهی اوقات میره پشت پرده یا تو کابینتا قایم میشه
ــ قهر نمیکنه ولی اگه هم بکنه میره یه گوشه میشینه خیره نگاهت میکنه
ــ اگه مهمون بیاد نمیاد بیرون و خودشو میزنه به خواب یا مریضی
.
.
.
.
ریندو
ــ ایشون انقدر ساکته گاهی اوقات متوجهش نمیشی
ــ از اینکه گمش کنی متنفره
ــ وقتی مهمون میاد عصبی میشه و میره تو مبل یا تخت میخوابه
ــ زیاد قهر نمیکنه ولی اگه قهر کنه میره یجایی که عقل جِنم نرسه
ــ از اینکه نوازشش کنی لذت میبره
.
.
.
.
مایکی
ــ کافیه به کسی بجز اون توجه کنی یک مدت طولانی قهر میکنه
ــ گاهی میاد رو شوند و با لحنی مظلوم ازت میخواد براش دوریاکی درست کنی
ــ وقتی مهمون میاد باهاشون حرف می زنه و سریع رفیق میشن
ــ اگه قهر کنه میره تو سبد لباسی کثیف و تا جون داره گریه میکنه آخرم با صورت اشکی پیداش میکنی
ــ وقتی چیبی شده بود رفتارش صدوهشتاد درجه تغییر کرده بود
ــ گاهی گمش میکنی ولی آخر توی یخچال یا کابینتی که داخلش هَله هوله نگه میداری پیداش می کنی
ــ دوست داره موهاشو ببندی و اون داستان زندگیشو بگه
تموم بیشتر ویسگون اجازه نمیده بنویسم اگه دوست داشتین بگین پارت دوشم بنویسم
موضوع: چیبی بشن
کارکتر: کوکونوی ــ کازوتورا ــ میتسویا ـ اینوپی/اینویی ـ ریندو ـ مایکی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کوکو
ـــ همیشه داره پول میشموره
ـــ بعضی وقتا تورو با آکانه اشتباه میگیره
ـــ گاهی تو بغلت میخوابه
ـــ وقتی قهر میکنه میره خودشو با شمردن پول سرگرم می کنه
ـــ وقتی مهمون میاد خیلی آرومه
ـــ زیاد حرف نمیزنه
.
.
.
.
کازوتورا
ـــ هر اتفاقی می افته میگه ((تقصیر مایکیه))
ـــ وقتی کار اشتباهی میکنه یا وسایل و میشکنه خودش اول پشیمون میشه بغذ میکنه
ـــ گاهی میاد رو موهات میشینه
ـــ بعضی وقتا باجی میاد بهش سر میزنه
ـــ وقتایی که براش داستان میخونی رو خیلی دوست داره
ـــ از مهمون متنفره وقتی مهمون میاد میره پشت پرده قایم میشه
ـــ اگه قهر کنه میشینه پاهاشو بغل میکنه بغذ میکنه
.
.
.
.
میتسویا
ـــ بهت خیاطی یاد میده
ـــ در هر صورت میخواد کمکت کنه
ـــ ازت میخواد لباسای کوچیک براش درست کنی
ـــ دلش برای هاکای تنگ شده بود برای همین بهش هر روز زنگ میزنه
ـــ قهر نمی کنه به هیچ وجه
ـــ وقتی مهمون میاد تو بغلت میشینه
ـــ خیلی خجالت میکشه
.
.
.
.
اینویی
ــ خیلی ساکته
ــ از بازی قایم موشک خوشش میاد گاهی اوقات میره پشت پرده یا تو کابینتا قایم میشه
ــ قهر نمیکنه ولی اگه هم بکنه میره یه گوشه میشینه خیره نگاهت میکنه
ــ اگه مهمون بیاد نمیاد بیرون و خودشو میزنه به خواب یا مریضی
.
.
.
.
ریندو
ــ ایشون انقدر ساکته گاهی اوقات متوجهش نمیشی
ــ از اینکه گمش کنی متنفره
ــ وقتی مهمون میاد عصبی میشه و میره تو مبل یا تخت میخوابه
ــ زیاد قهر نمیکنه ولی اگه قهر کنه میره یجایی که عقل جِنم نرسه
ــ از اینکه نوازشش کنی لذت میبره
.
.
.
.
مایکی
ــ کافیه به کسی بجز اون توجه کنی یک مدت طولانی قهر میکنه
ــ گاهی میاد رو شوند و با لحنی مظلوم ازت میخواد براش دوریاکی درست کنی
ــ وقتی مهمون میاد باهاشون حرف می زنه و سریع رفیق میشن
ــ اگه قهر کنه میره تو سبد لباسی کثیف و تا جون داره گریه میکنه آخرم با صورت اشکی پیداش میکنی
ــ وقتی چیبی شده بود رفتارش صدوهشتاد درجه تغییر کرده بود
ــ گاهی گمش میکنی ولی آخر توی یخچال یا کابینتی که داخلش هَله هوله نگه میداری پیداش می کنی
ــ دوست داره موهاشو ببندی و اون داستان زندگیشو بگه
تموم بیشتر ویسگون اجازه نمیده بنویسم اگه دوست داشتین بگین پارت دوشم بنویسم
- ۱۲.۰k
- ۲۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط