جاده ها ، با خاطره ی قدم های #تُ

جاده ها ، با خاطره ی قدم های #تُ
بیدار می مانند
که روز را پیشباز می رفتی،
هر چند سپیده تو را
از آن پیشتر دمید
که خروسان
بانگِ سحر کنند.
دیدگاه ها (۱)

My best friend

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

جاده بی راهه

فصل اول | مدرسه آویدقسمت پنجم | آغاز یک روز تازه

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟷 | اولین نتسئول، ساعت ۷:۱۵ صبح.صدای رفت‌وآمد ماش...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

بعضی موسیقی‌ها فقط شنیده نمی‌شوند، با تمام وجود حس می‌شوند؛ ...

سپیده که سر بزند #آفتاب سفره اش را پهن می کند و قدم های کوچه...

محـــبوبِ مـن!پاییزِ عـزیـزمـان آمـده است🍁#محمد_صالح_علاءچند...

کاش می‌شد... از بوها، صداها، آغوش‌ها و جای خالی آدم‌ها عکس گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط