{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در شبان غم تنهایی خویش

در شبان غم تنهایی خویش
عابد چشم سخنگوی توام
من در این تاریکی
من در این تیره شب جانفرسا
زائر ظلمت گیسوی توام
گیسوان تو پریشانتر از اندیشه ی من
گیسوان تو شب بی پایان
جنگل عطرآلود
شکن گیسوی تو
موج دریای خیال
کاش با زورق اندیشه شبی
از شط گیسوی مواج تو من
بوسه زن بر سر هر موج گذر می کردم
کاش بر این شط مواج سیاه
همه ی عمر سفر می کردم
من هنوز از اثر عطر نفسهای تو سرشار سرور
گیسوان تو در اندیشه ی من
گرم رقصی موزون
کاشکی پنجه ی من
در شب گیسوی پر پیچ تو راهی می جست
چشم من چشمه ی زاینده ی اشک
گونه ام بستر رود
کاشکی همچو حبابی بر آب
در نگاه تو رها می شدم از بود و نبود...

گزیده ای از قصیده آبی خکستری سیاه
حمید مصدق
دیدگاه ها (۲)

۳ پارتی

پارت ۱۴: فرار به سویِ روشناییا.ت با نگاه به کدهایی که روی ما...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

Part "72"☆ویو تهیونگ☆یک ماه از به دنیا آمدن آرا می‌گذشت. توی...

چند پارتیپارت ۴سه روز از آن شبِ وحشتناک گذشت. سکوتِ زیرزمین ...

در شبان غم تنهايي خويشعابد چشم سخنگوي تواممن در اين تاريكيمن...

در شبان غم تنهایی خویشعابد چشم سخنگوی تواممن در این تاریکیمن...

در شبان غم تنهایی خویشعابد چشم سخنگوی تواممن در این تاریکیمن...

در شبان غم تنهایی خویش عابد چشم سخنگوی توام من در این تاریکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط