ز نور ماه هر شبم، گر تو مرا ز بر کنی

ز نور ماه هر شبم، گر تو مرا ز بر کنی
به انتهایی از عبور، ثانیه را سفر کنم
تا ک تو از خیال خود، نام مرا گذر کنی
شاکی و ساقی و رقیب، از بر تو به بر کنم

شعر از مهدی یوسفی ( م. ی)

با سلام به شما عزیزان
ی تقاضایی ک از شما عزیزان دارم این هست از اونجایی که می خوام گلچینی از شعر هایی که اینجا گذاشتم و ب همراه مجموعه های دیگرم برای چاپ آماده کنم، ممنون می شم با خوندن شعر هام از 10 ی نمره ایی و براشون انتخاب کنید و با این کار گلچین مناسبی جمع کنم.
با تشکر فراوان
م. ی
دیدگاه ها (۳۴)

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

ز نور ماه هر شبم، گر تو مرا ز بر کنی به انتهایی از عبور، ثا...

فروخته ای تو گر مرا، ب آن زر از نگاه هرز بدان ک سیرتی ز زر،...

من از قبار خسته ام از این سکوت و انتـظار ... نشسته ام ب پای ...

گر تـو خواهی که کســی از قفس آزاد کنی ... یا که از بهر وجودت...

بانو سیمین بهبهانیشب چون هوای بوسه و آغوش می کنیدزدانه جام ی...

بس کن ای شیخ مرا منع زِ میخانه مکنزهر مار این دو سه تا ساغر ...

بس کن ای شیخ مرا منع زِ میخانه مکنزهر مار این دو سه تا ساغر ...

بیا کنارم ... در این سیاهی ... ک شب سحر شه ... بدون آهـــی ب...

بس کن ای شیخ مرا منع زِ میخانه مکنزهر مار این دو سه تا ساغر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط