کپشن چک شه

خنده‌دار ترین چیز رو بگم چیه؟ یک خری میاد ازت اصکی میره یکی از پستات رو بعد میای بهش بگی که لطفاً ازاین به بعد اجازه بگیر بهش بر میخوره میره دوست پسرش رو میاره، حالا دوست‌پسر کسخل‌تر از خودش میگه میام جرت میدم درحالیکه نمیدونه من دارم ادب خودم رو حفظ میکنم و هیچی نمی‌گم ( متاسفانه فحش زیاد بلد نیستم). فکر میکنن چون داخل گوشی هستش میتونن برام شاخ بشن، والا من از نزدیک پسری بهم نگاه چپ بکنه بگا میدم، میتونم اون و صدتا مثل خودش رو به خاک الهی بزنم. خب حالا بخش جالبش رو بگم؟ اون پسره هم میخواست رفیقاش رو بیاره. جالب نیست؟ چند نفری میان سر من سنگر میگیرن، ببین چقدر ضعیفن که میان روبروی یک دختر که حتی نمیدونن از خودشون کوچیکتره دعوا میکنن. حیف شد که دختره بلاک کرد منو وگرنه پدر و مادر و خود اون دوست پسرش رو بگا میدادم. در هر صورت می‌دونم که میخوان همش گزارشم کنن چون احمقایی مثل اونها کاری بجز این بلد نیستن.
اینا هم گفتم چون عصبی بودم و یک نفر پایه نیاز دارم که بیاد باهام غیبت کنه درموردشون، می‌دونم کسی نمیاد ولی خب...
(راستی، درباره‌ی عکس استوری بگم خیلی قشنگ شدن شینوبو و میتسوری)
دیدگاه ها (۳۵)

خب رمان یونگی داریمممم بگید ببینم کدومش بهتره خلاصه دختری که...

وای وای .....اینکارو نکن مغز قشنگم با من ‌..خاطرات اکثرشون م...

بیا پایینعاقا منم اومدم ی بخشی از دراما خودم رو تعریف کنمعاق...

خب سلامراجب این دراما ای که اتفاق افتاده بوداومدم یه چیزایی ...

یه رفاقت تو رگی این طوری ...

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

پارت ۸ (آخر)شوگا: راستش اولین باری که دیدمت خیلی رو مخ ام بو...

داستان زندگی ایت رو میخوام تعریف کنمایت یه دختر/پسری بود که ...

⏔⏔⏔⏔⏔⏔ ⑅ ꒰ 𓏵 ꒱⑅ ⏔⏔⏔⏔⏔⏔درود خوشگل خانوما چطوریننن؟؟🐰💝خب خوشگل...

My dady پارت②سانا: چراااا؟؟ تهیونگ: براچی میپرسی؟ سانا: اوپا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط