🍁من آخرین برگ پاییز بودم

🍁من آخرین برگ پاییز بودم
که جنون
مرا به درخت پیوند می داد
باد ناموافق
حرف های مرا از دهانم می چید
و چون شایعه ای شوم
به آدم ها می رساند
از دریچه ی پنجره
به خانه خیره مانده بودم
الکن
ناتوان
منتظر
می لرزیدم
می دانستم
که عاشق شده ام
و رسم عاشقی
افتادن است💔😔
#یلدا
#پروفایل
#امام_زمان
دیدگاه ها (۰)

موسیقی

شیطانِ مزاحم پارت : 𝟏 نور طلایی خورشید از میان پرده‌های سفید...

از زبان بچه ی میمون دماغ دراز بشنوید

❤ آهنگ :به خاطر بسپار❤ خواننده؛ امیددر آستانه ی سفر، در ایست...

از سر نیاز باز می خوانمت:" خــــــــــــــدا "می دانی جز تو ...

شاگرد آخر کلاس زندگی!

♨ ️ شاگرد اول بخونید لطفا ...

مردی که در کنارم بود

ما برای عشق زاده نشده‌ایم.ما دانه‌های کوچک رنجیم ، کاشته‌شده...

در پای میز یک مزایده سه نفر حاضر بودندفقط سه نفر: فرشته، نفس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط