My vampire

My vampire
P⁸
صبح شده بود و آفتاب گرمی می‌تابید
ا.ت: عاهههههه
لارا: ا.ت بیداری ؟
ا.ت: اوهوم
لارا: میگم فرار نکنیم ؟
ا.ت: اوهوم
لارا: زود باش
ا.ت: اومدم تو برو
لارا رفت پیش جونگ کوک
جونگ کوک: سلامممم
لارا: سلاممم
جیمین: ا.ت کجاست ؟
لارا: اممممم بالا
جیمین یهو اومد تو اتاق
ا.ت: جیغغغغغغغغ
جیمین: جیغغغغغغغ
ا.ت: چرا اومدی تو عوضییییییی
داشتی لباس عوض میکردی و کاملا ل.خ.ت بودی
جیمین: *خنده عصبی* به من میگی عوضی ؟
یه عوضی نشونت بدم....
جیمین به دیوار چسبوندت
جیمین: ببینم امشبم اینجوری پر رویی میکنی یا نه
شب شد و لارا صداتون کرد
لارا: هویییی شام آماده ستتتت
جونگ کوک: اومدم عشقم
بعد چند مین
لارا: جیمین و ا.ت کجان؟
جونگ کوک: جیمین...
لارا:نههه
جونگ کوک: آرهههه
یهو جیمین اومد
جیمین: سلام
ا.ت هم اومد
ولی داشت لنگ میزد
لارا: ا..‌ا.ت
جونگ کوک: ا.ت چ....
جیمین: کمرش درد میکنه
ا.ت: عاییییی ....عاخخخخ
جونگ کوک: پس چرا لنگ میزنه
دیدگاه ها (۰)

تکپارتی جونگ کوک

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

part 40****چو: «اشکالی نداره لارا.»یون‌کیونگ: «خب دیگه دخترا...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

مافیای من

ددی خون آشام من

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۹☆{اسلاید ۲ لباس خونگی ا/ت}ویو ا/ت...

رمان : رفتار سرد

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ²ویو تهیونگ اصلا به حرف ه...

My Boy❄

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط