#Part195

#Part195
#آدمای_شرطی
🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸

"شیرین"

بودن با سام یه دنیای دیگست
ثانیه به ثانیه بهم انرژی میده، حتی حساس شدنش و ترسش از اینکه حتی یه لحظه نخوامش، عشقش رو بیشتر تو دلم بزرگ میکنه
این مرد بی همتاست
بودن باهاش آرومم میکنه از طرفی هم تمام شیطنتام رو بیدار میکنه
تو ماشین نشستیم
سرم رو روی شونش گذاشتم
میخوام از ثانیه به ثانیه بودن با این مرد عجیب لذت ببرم

جلو یه دارو خونه نگه داشت سرم رو از رو شونش برداشتم و سوالی نگاش کردم که چشمکی بهم زد و پیاده شد
چند دقیقه بعد اومد بیرون از دارو خونه و رفت سوپری که چند مغازه اونورتر بود
چند لحظه بعد برگشت و یه قرص ریز گذاشت کف دستم
تازه دو قرونیم افتاد و قرص رو بدون هیچ حرفی خوردم

هنوز هم یه کوچولو معذب بودم پیشش
_ شیرین جلو من سرت رو ننداز پایین ما کار بدی نکردیم ، من و تو عاشق هم رو میخوایم از هم دیگه مطمئنیم
سرم رو آوردم بالا و تو چشماش نگاه کردم
_ کی نفرتی که تو دلم نسبت بهت داشتم تبدیل به این عشق عجیب و نفسگیر شده؟
تو گلو خندید و دستش رو اورد رو گونم و نوازش کرد
_ میدونی یه جا شنیدم بین نفرت و عشق فقط یک تار مو فاصله هست وقتی از یه نفر متنفر باشی خیلی سریع تر میتونی عاشقش بشی تا کسی که ازش فقط خوشت میاد و برعکس وقتی عاشق یک نفر باشی خیلی سریع میتونی ازش مانفر بشی
لبخندی زدم
_ فکر کنم قسمت اولش کاملاً با حس من همخونی داره
دیدگاه ها (۱)

#سناریو |وقتی شب رفتیم بیرون و یه نفر مست میاد سمتمون و میخو...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.11لی:چشم و قطع کرد کوک:ا.ت لطفا کا...

محو زیبایی او پارت ۳۹ویو رزا یهو گرگ هارو دیدم با کاور ابی و...

پارت ۱۴

رمان بهترین من☆اهمم تصمیم گرفتم رمان بنویسم خیلی درخواست داش...

آغوشی از جنس خطر پارت ۸ هشت

پارت ۳۳

دختر ماه و پسر خورشید ادامه پارت سوم

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۴نشستم. عوضي برگشت تو اتاقش....

پارت 21 رمان💓 عشق مدرسه ای 💓اون کسی نبود جز.. هیونجین هیونجی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط