{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

محو زیبایی او

محو زیبایی او
پارت ۳۹

ویو رزا

یهو گرگ هارو دیدم با کاور ابی و چاقو مارو دنبال میکردن
نگاهی به دور و ورم انداختم هر کی از ۱۰ ثانیه بیشتر ثابت میموند

٪توففف( نمیدونستم چجوری صدای شلیک تفنگ در بیارم قبول کنید )

+ تتتتهیونگ من میترسم ( با لکنت )

_ بپر

+ کجا ؟

_ روی تاب

+ نمیتونم
_ عجله کن میتونی

+ ولی ....

_ ولی نداریم بدو

تقریبا دو متر بود چجوری بپرم نمیتونم
تهیونگ جلو حرکت کرد
پرید و اماده دست هاش رو جلو اورد تا بیوفتم تو بغلش

_ بپر من هستم

+ باش تو میتونی رزا

چشمام رو بستم و پریدم
از بالای سرمون چند تا طناب اویزون شده دیده شد

+ میتونیم مثل میمونا بینشون جابه جا شیم

_ تو میتونی ؟

+ تلاشم رو میکنم

تهیونگ سمت طناب رفت و ازش رفت بالا
چند نفر مثل ما تا بالا اومدن
پشت تهیونگ بالا رفتم و چند لحظه پایین رو نگاه کردم
یکی جلو چشمم به دست ابی ها کشته شد
قمه رو روی قلبش کشید
گریم گرفت من تحمل این همه درد رو ندارم
نادید گرفتم و تا خواستم به بالا رفتنم ادامه بدم
یه دستی روی مچ پام حس کردم
قبل از اینکه نگاش کنم جیق کوچیکی کشیدم

_ چیشده ؟ خوبی ؟

پایین رو نگاه کردم یه گرگ پایین بود و سعی میکرد بیاد بالا
من نمیخوام بمیرم هنوز کلی ارزو با تهیونگ دارم
تهیونگ پایین رو نگاه کردم متوجه اون شد

_ بدو برو بالا

برای من جا خالی کرد
جامون عوض شد با اون پسره که دنبالم بود در گیر شد و پرتش کرد پایین
بالا رو نگاه کردم

+ تموم شد

_ چی ؟

+ طناب تموم شد

_ بپر

+ کجا ؟ تهیونگ من میترسم

_ اونیکی طناب فقط یه متره

+ ارتفاع ش زیاده

_ اولش تاب بخور بعدش اصلا نمیخواد بپری فقط اون یکی طناب رو بگیر

طناب رو تاب دادم و هر دو پریدیم

+ سکته کردم نمیشد رو همون طناب میموندیم

_ ۱۰ ثانیه

+ لعنت بهش

پارت بعدی هدیه 🎁
به دلیل اینکه خیلی سرم شلوغه و دیر به دیر میزارم یه پارت هدیه داریم که یه خوبی عالی داده
اسماتهههههه🎉🎉
بلاخره یه موقعیت اسمات پیدا کردم
هوراااااا🎉

❤️حمایت شه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
دیدگاه ها (۰)

محو زیبایی او پارت ۴۰تو کامنتا🎀

محو زیبایی او پارت ۳۸ویو رزا به سالن اصلی رفتیم همه جمع شده ...

محو زیبایی او پارت ۳۷ویو رزا تهیونگ از اتاقم رفت بیرون خیلی ...

محو زیبایی او پارت ۲۴ویو تهتوی عمارت بودم و جونگ کوک کنارم ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط