تـو چہ ‌‌‌کردے" کہ‌ دلم را' بہ‌ تنم لرزاندی

تـو چہ ‌‌‌کردے" کہ‌ دلم را' بہ‌ تنم لرزاندی
یک‌شبہ‌‌ آمدی ‌وُ در دلم عُمری ماندی

درنگاهت‌ چہ‌فروغ‍ے‌نهان‌بود‌ کہ‌از پرتو ِآن
عشق بر دخمہ‌‌‌‌‌ی تاریکِ دلم افشاندی

نہ‌توآن‌سان ‌‌بر ِمن‌‌بودی‌وُ نہ‌من‌‌در بِرِتو
کہ‌‌بدین ‌سان ‌تو مرا والہ‌ی خود گرداندی

این‌چہ‌حسّے‌‌ست‌‌‌‌کہ‌از بَهرِتو دردل‌دارم
آن‌‌چہ‌‌‌احساس ‌‌خوش‍ے‌‌بود کہ‌‌سویم ‌راندی

توچہ ‌کردے کہ ‌با جرعہ‌‌‌ای ازجامِ لبت
چشمہ‌‌ ے مِہر بہ ‌صحراے دلم جوشاندی

تو نبودے, من از عشق چہ‌ مے‌دانستم
توچہ ‌‌خوب ‌آمدی‌و ُخوب ‌بہ‌من ‌فهماندی
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://telegram.me/monlightyy/foad
دیدگاه ها (۳)

خب، اول از همه که اینجا ایرانه و تو سالن‌های ورزشی، دخترا و ...

می خواستم رو در رو باهات حرف بزنم خودت‌و گرفتی ازم.گفتم نشد ...

آرت جدید نیس_قبلا کشیده بودم ولی فکر میکنم پستش نکردم...مثلا...

نیری سو به بهانه بردن گربه به دامپزشکی رفتن خونه ساکورا نا و...

free from the court (p9)

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

intertwined fate of two enemies-part 15

My lovely neighbor part : 65

رمان سوم پارت ششم 🥹࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو راوی >> دا...

جونگ کوکا واقعا ۲۹ سالت شد ؟ تو هنوز برای آرمی ها و اعضا همو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط