خدایا کفر می گویم پریشانم پریشانم چه می خواهی تو از جانم

خدایا کفر می گویم پریشانم پریشانم چه می خواهی تو از جانم نمی دانم نمی دانم مرا بی آنکه خود خواهم مرا بی انکه خود خواهم اسیر زندگی کردی تو مسئولی خداوندا به این آغاز و پایانم وای .. من آن بازیچه ای هستم که می رقصم به هر سازت تو می خندی به از ذوقم به این چشمان گریانم نه در مسجد نه میخانه نه در گیتی نه در کعبه من آن بیدم که می لرزم دگر بر مرگ این حالم ... خدایی ناخدایی هرچی هستی غافلی یا نه که من آن کشتی بشکسته ای در کام طوفانم تویی قادر تویی مطلق نسوزان خواش و پرواهم که من فریاد به نسلی عاصی و پریشانم
دیدگاه ها (۴)

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

بسم الله الرحمن الرحیم🌸🍃🍂 تمثیل آینه در مناظره امام با عمران...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

محبوب من:🌸❤آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده ای که چرا از ...

پروانه جان

بسم الله الرحمن الرحیم بی‌هدفی از زبان چوپان پیر :عده‌ای هدف...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①③ چه بود زندگی؟ اگر تو نمی‌رسید...

🥀 نیمه تاریک ماه پارت سوم : اعترافی در حضور امپراتوریسکوت س...

و خداوند بهترین گزینه است برای پناه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط