انگاه که مرا دید

ᨏᨐᨓ P. 3ᨓᨐᨏ
ویو کوک
توی اتاقم نشسته بودم و داشتم
کسایی که برا مصاحبه امده بودن رو می دیدم واقعا خسته شده بودیم
اون کسی که می خواستم پیدا نشد
ویو ات
وارد شرکت شدم
مسعول ثبت نام برای مصاحبه برای هزار بدبختی پیدا کردم
و گفت بهم که می تونم همین الان مصاحبه بدم
من هم که از خدا خواسته رفتم در اتاق رییس اونا رو زدم
کوک: بیا داخل
رفتم تو با چهره اقای جعون روبه رو شدم
ویو کوک
می خواستم برم که شاگردم امد تو
ات: سلام اقا جعون ببخشید مزاحمتون شدم
کوک: خواهش میکنم
ات : برای مصاحبه امدم
کوک: خب بشین
کوک: سن که 20 سالته درسته؟؟
ات: بله
کوک: خب دانشجو دانشگاه منی
و از قبل تجربه داشتی؟؟
ات: بله سه سال برای پسرعموم کار کرده بودم
کوک: خب پس می تونی کارت شروع کنی
ات: واقعا
کوک: بله
راستی میزت توی اتاق منه اونجاست و اینکه جز وقتی که با من کلاس داری
همش با منی
یاد باشه
ات: چشم
خب از الان کارت رو شروع کن
به میا میگم کمک کنه
تا کارت رو شروع کنی
________________
اینم از پارت 3
________________
#ات
#bts
#جنکوک
#شوگا
#جیهوپ
#جیمین
#یوتان
#تهیونگ
#جین
#شوگا
#نامجون
#فیک
#اسمات
#کیپاپ
#سامسونگ
دیدگاه ها (۰)

#برادر ناتنی من

الماس زیبای من ...

#میکاپ_آرتیست_من

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

bts

عشق سوری پارت 9ویو کوک باید برم دنبال اون دختره اوفففف رفت د...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

پنهان عشق

THE FIRST KISSPART: 3ات: الو سلام &: خب میای یا بیام ببرمش ا...

My dady پارت①سانا: ات اتتتتت جواب سوال ۵ چی میشههات:...... س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط