{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز باران کو ترانه؟

باز باران کو ترانه؟

تا بگوید عاشقانه؟

با گهر های فراوان

می خورد بر بام خانه

یادم آرد روز باران

روز غمگین جدایی

تلخ و تاریک

مرگ نزدیک

نوجوانی ساده بودم

شاد و خرم

نرم و نازک

فارغ از هر گونه اندوه

میدویدم همچو آهو

می پریدم از لب جو

دور می گشتم ز خانه

ناگهان از بخت زارم

عشق آمد کرد تارم

عاشق و شیدا شدم من

ای عجب رسوا شدم من

هرچه بود اندر دل من

نغمه های عشق من بود

می شنیدم از پرنده

از لب باد وزنده

قصه ی تلخ جدایی

راز های بی وفایی

برق چشمش همچو شمشیر

پاره می کرد سینه ام را

آه سوزان درونم

شعله میزد این دل بی کینه ام را

خسته از اندوه گریزان

خشمگین چون موج دریا

دانه های گرد باران

پهن می گشتند هر جا

سبزه در زیر درختان

کم کمک آغوش من شد

توی این دریای سرسبز

اندکی اندوه کم شد

مرگ من از دور پیدا

به چه زیبا بود عشقم

غم نوشت در سرنوشتم

می شنیدم در میان عشق بازی

رازهای دلنوازی

پندهای جان گدازی

بشنو از من همره من

پیش چشم درد فردا

زندگانی خواه با غم خواه با درد

گر تو باشی عشق من اندر بر من

هست زیبا
❤ 💛 💚 💙 💜 ❣ 💞 💓 💗 💖 💘 💝 💟
دیدگاه ها (۵)

نومیدی

♥️🖌تو تمام اگرهای مرا در هم میشکنی!اگر تو موسیقی بودیروی تکر...

این چشم غره‌های پدر از چیست؟ ... مادر من اشتباه نکردم کهتا چ...

🟠 #پاییز آرام #آرام از #راه می رسد🟢 با #عطر باران و #رقص برگ...

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

@nphotography

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:22و رفت بالا افتادم رو ک...

✦ اولین گناه ✦فصل بیستم: چیزی که نمی‌فهمیدم---بیدار شدم. و ا...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت14ویو کوکبارون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط