تک پارتی :)

تک پارتی :)
جیمین:/
وقتی ب بچتون بیشتر اهمیت میدی

ویو ات
خب ی چن روزیه ک جیمین از دستم ناراحته نمیدونم چرا خو امروز ازش میپرسم با صدای هانا از فکر اومدم بیرون داشت گریه میکرد معمولن وقتی از خواب پا میشه گریه میکنه تا برم بغلش کنم
ویو جیمین
ات این چن روزه فق حواسش ب هانایه و اصن ب من اهمیت نمیده (خو خواهرم مریضی ب بچم اهمیت نمیدی) هیی الان برم خونه قطعن داره هانا رو ناز میکنه
ویو ات داشتم ب هانا شیر میدادم ک جیمین اومد
جیمین: سلام (سرد)
ات: سلام
بدون هیچ حرفی رفت تو اتاق هانارو خوابوندم ( بچه خیلی خستیه 😁)
رفتم تو اتاق جیمین رو تخت دراز کشیده بود رفتم کنارش دراز کشیدم روشو کرد اون ور از پشت بغلش کردم
ات: جیمینا چیشدههه؟
جیمین: مگه مهمه برو پیش همون دخترت
ات: یااا جیمینا حسودیت شده اوخودا ددیه حسود منی تو
جیمین : برگشت ب این ددیه حسودت بیشتر اهمیت بده
ات: چشم
جیمین: افرین و جیمین ات رو بوسید و کار داشت ب جاهای باریک کشیده میشد ک هانا جان ات رو نجات داد و سه نفری ب خوبی و خوشی باهم زندگی کردن (حیح)

اگه خوشتون اومد لایک کنین و کامت بزارین زیبا ها:)
دیدگاه ها (۳)

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

پارت 42 𐙚ویو آت:با چیزی که دیدم، واقعاً کپ کردم... 😳همون‌جا ...

سه پارتی وقتی بدون اینکه خبر داشته باشه رفتی شرکتش و ....( ع...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

فیک تهیونگ

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

رفتار سرد

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط