{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Chapter 2

Chapter 2
Lucky-bloody#
پارت 83

بمونم تا نوبتم شه
+ممنون ولی نمیخوام مزاحم شم
>خودم میخوام دخترم،حالام برو تا نوبتت از دست نرفته
ازش کلی تشکر میکنی و بعد میری توی اتاق و میشینی روی صندلی تا ازت خون بگیرن،چند دقیقه طول کشید ولی زودتر از انتظارت تموم شد
+ببخشید جوابش کی میاد؟
*احتمالا دو ساعت دیگه
+و کجا میتونم جوابشو بگیرم؟
*توی اتاق روبرو
+ممنون
از اتاق میری بیرون و میری سمت داروخونه و پماد رو میخری و با هر بدبختی بود پماد رو میمالی توی دماغت که بعد از چند ثانیه خونریزی کامل قطع میشه
+واه...چه پماد خفنی
و بعد میری سمت اتاقی که توش سیتی اسکن میگیرن و بعد از نشون دادن کاغذ توی دستت میری توی اتاق و دراز میکشی رو تخت و دستگاه شروع میکنه عکس گرفتن از سرت
بعد از چند دقیقه از تخت میای پایین
+ببخشید جوابش کی میاد؟
*همین الان،یکم باید منتظر بمونید
+بله ممنون
میری بیرون و روی صندلی منتظر میمونی که بعد از چند دقیقه یه پرستار با یه پاکت میاد سمتت
*بفرمایید
پاکت رو میگیری و بعد از تشکر کردن برمیگردی سمت اتاق معاینه
+آقای دکتر من آزمایشات رو انجام دادم ولی فقط جواب سیتی اسکن اومده
پاکت رو میزاری روی میز و خودت میشینی رو صندلی،دکتر بعد از نگاه انداخت به عکس ها بهت نگاه میکنه
×خبرای خوبی ندارم
اینو کاملا میشد از حالت چهرش فهمید،گوشه هودیتو تو دستات فشار میدی و شروع میکنی به تکون دادن پاهات
×احتمال اینکه تومور مغزی یا عفونت مغزی باشه واقعا کمه،ولی این چیزی که من دارم توی عکس ها مشاهده میکنم هیچکدوم ازینا نیست،فقط میدونم داره بزرگ تر و بزرگ تر میشه و خیلیم وقت نداری
+درمان داره؟
×احتمالا اگر بتونیم جراحی کنیم بشه این رو از مغز جدا کرد،ولی این فقط در حد احتماله
+خب،یعنی هیچ درمانی نداره؟
×درحال حاضر نه،باید جواب آزمایش خون رو ببینم
سکوت کل اتاق رو میگیره،دستات یخ میکنه و ضربان قلبت تند اما زمان کند تر میشه،حس میکنی استخونای دستت دارن یخ میزنن و آنقدر که پاهاتو تکون داده بودی دیگه حسشون نمیکردی
×اگر بخواید براتون نوبت جراحی مینویسم
+چقدر....وقت دارم؟
×احتمالا کمتر از یک سال
+من...میرم جواب آزمایش خون رو بگیرم
از اتاق میری بیرون و بعد از بستن در سرجات وایمیستی،هیچوقت فکر نمیکردی انقدر زود بمیری و حتی به اینشم فکر نکرده بودی که دلت میخواد قبل از مرگ چیکار کنی
+نباید بزارم اینگوک و جونگکوک بفهمن..
🍃🗿
دیدگاه ها (۵)

وانشات (مایکی بونتن) p1

محو زیبایی او پارت ۲۹ویو رزا که یهو خیلی بهم نزدیک شد بین لب...

سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۴ ویو راوی بعد ا...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

Forced MarriagePart 34چند لحظه فقط به پاکت خیره موندمتهیونگ ...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط