سناریو درخواستی #استری_کیدز

سناریو درخواستی #استری_کیدز
وقتی خواهر ¹³سالشونی و با پسر خاله/عمو ـت گرم گرفتی و اونا مافیان

#بنگ_چان

توی خلوت میره پیشش بهش میگه
_هوی توله صگ نبینم دیگه دور و ور خواهرم بپلکی وگرنه قول نمیدم دفعه بعدی که ببینمت زندت بزارم
اینم مث صگ ترسید رفت دیه سمتت نیومد:/

#لینو

ایشون خلوت حالیش نیست میاد سمت پسره بهش میگه
_اگه نمی خوای جرواجرت کنم از خواهرم دورشو پلشت کثیف🩴😔
و پسره در افق محو شد😂🩴

#چانگبین

اصن پسره به خاطر ترس از بازوهای چانگبین تا هشصد کیلومتریت ازت فاصله گرفته😔😂

#هیونجین

اصن همه تو دورهمی محو زیباییشن امااا...
با لبخند میاد در گوش پسره میگه
_اگه صورتتو دوس داری نیا نزدیک ا/ت(ایشون خیلی غیرتیه رو ناموصش😔👍)

#هان

سر میز شام کنار تو و پسره بود که اروم بهش میگه
_بچه سوسک نبین نزدیک خواهرم شی ها الانم خیلی باهات حال کردم گذاشتم با خواهرم زرزر کنی کیشمیش😂😂😂👍

#فلیکس

از اون ساید ای ـاش میره به پسره که خودش میفهمه🩴😐👍

#سونگمین

با اون لبخند ضایع هاش به پسره میگه
_ببین دوباره بیای نزدیک خواهرم خارتو...نه چیز عم کاری میکنم صدا صگ در حال جون دادن بدی(عاولی اصن😐👍)

#جونگین#ای_ان

بچه نون❌
ددی نون✔️
_عنتر خان برو اونور وگرنه خارتو...نه چیز مادرتو...عهههه سوسک ـای تو خونتو میکشم😂😐👍
_نبینم نزدیک خواهرم شی وگرنه سرنوشتت دست خداوند است و بس😂😂👍

عم بیبخشید بد شده:)
ولی حمایت میکنید دیه مگه نه؟:)
دیدگاه ها (۸)

پارت۲....

"وان شات طنز از چانیول"[A part of me]8 ماه ا دوستیتون گذشته ...

×قسمت دهم ×پارت چهاریکم دیگه هم با میلاد حرف زدیم..انگاری یخ...

یک سگ زیادی ولگرد

پرستار بچم پارت ۲۹

°سناریو°

سناریو <درخواستی>☁️💗

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط