{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوسش داشتم اما هیچوقت برای موندنش دست و پا نزدم، توی زندگ

دوسش داشتم اما هیچوقت برای موندنش دست و پا نزدم، توی زندگی من رها بود، هروقت اراده میکرد بال پرواز میشدم برای رفتنش، چون شخصیتی ندارم که بتونم زیر ترحم یا منت کسی بمونم، آدم زندگی من باید دلی بخواد که بمونه، هروقت نخواست میتونه بره حتی اگه توو اوج وابستگی هم باشم با روی خوش راهنماییش میکنم برای فاصله گرفتن ازم، رفتنی میره، موندنی میمونه، تلاش اضافه برای نگهداشتن یا بدست آوردن کسی بی‌فایدست، فقط وقتت رو تلف میکنی همین، پس تمومش کنید، حتی اگه زیر دلتنگیای طرف مچاله شدید، حتی اگه لبخند روی لبتون نیومد، حتی اگه زندگی روی خوشی بهتون نشون نداد، اصرار نکنید برای موندن هیچ احدوناسی، هرکسی میره سمت لیاقتش، پس تنها کارتون این باشه که آدمارو هل بدید سمت لیاقتشون و قوی تر از همیشه ادامه بدید.
#hastm_hanooz
دیدگاه ها (۱)

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت اول«بعضی شب‌ها، شروعِ یک اتفاق‌...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۹مینی : همه چیز و ب...

چند پارتی

برادر ناتنی

پارت: 13 (بخش2) **زاویه دید: زین**«مشارکت؟» پدرم کارد و چنگا...

پارت ۴۸سه روز از آن شب جهنمی گذشته بود. سه روزی که عمارتِ کی...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 161✦...................

پارت دوم | یک سقف، دو دشمندرِ عمارت با صدای بلندی پشت سرشان ...

Custom bride part : ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط