{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امــروز غروب

امــروز غروب
پیاده روهــای غمــگین را قــدم میزدم
عابــران بی تفــاوت از کنــارم
سکــوتم را لگــد می کردنــد
زیــر هجــوم افکــارم
تـــو را آرزو کــردم
کــاش یکــی ازاین عابــران بودی
هیــچ نگــاهی آشــنا نبــود
جــز کودک فال فروشــی که نگــاه غمگیــنش
بغــض مرا بــه انفــجار رســاند
دیدگاه ها (۴)

. ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠـــﻪ ﯼ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺩﺍﺭﻡﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ ...

ﺧِﯿﻠـﮯ ﺳﺨﺘــﮧ !!....ﮐِـــ ﺑﺎ ﻫﺰﺁﺭ ﺍُﻣﯿــــــــــﺪ .... ﺧَﺴﺘـ...

صدای چک چک اشکهایت را از پشت دیوار زمان می شنوم و می شنوم که...

ﯾﮑــــــــــــــ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺳﮑﻮﺗــــــــــــ !ﺑﺨــﺎﻃــــﺮِ ﺗﻤــﺎﻡ...

دیروز غروبپیاده روهای غمگین را قدم میزدمعابران بی تفاوت از ک...

دیروز غروبپیاده روهای غمگین را قدم میزدمعابران بی تفاوت از ک...

عکاسی خودمدیروز غروبپیاده روهای غمگین را قدم میزدمعابران بی ...

دیروز غروبپیاده روهای غمگین را قدم میزدمعابران بی تفاوت از ک...

پیاده روهای غمگین را قدم میزدمعابران بی تفاوت از کنارمسکوتم ...

دیروز غروب پیاده روهای غمگین راقدم میزدم عابران بی تفاوت ازک...

دیروز غروبجنگل های زمستانی غمگین را قدم میزدمگردشگران بی تفا...

☘️کسی چه می دونه ..!که چند وقتی ای تنگه غروبا ، دلتنگی و غ...

.. هَمــ آغوشـــ🤍🪐🫀 ..             ←پارت۴۸۱→

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط