دیروز غروب
دیروز غروب
جنگل های زمستانی غمگین را قدم میزدم
گردشگران بی تفاوت از کنارم
سکوتم را لگد می کردند
زیر هجوم افکارم
تو را آرزو کردم
کاش یکی ازاین مسافرها بودی
هیچ نگاهی آشنا نبود
جز غروب خورشیدکه نگاه غمگینش بغض مرا به انفجار رساند
جنگل های زمستانی غمگین را قدم میزدم
گردشگران بی تفاوت از کنارم
سکوتم را لگد می کردند
زیر هجوم افکارم
تو را آرزو کردم
کاش یکی ازاین مسافرها بودی
هیچ نگاهی آشنا نبود
جز غروب خورشیدکه نگاه غمگینش بغض مرا به انفجار رساند
- ۲.۷k
- ۲۲ اسفند ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط