یادته به جمشید گفتی؛

یادته به جمشید گفتی؛
سَر مرگی مهمون نمیخوای؟!
دلمون گرفته؟!

دَمِ مرگ که دل نمیگیره ،
دَمِ دل تنگی آدم مرگش میگیره...!
دیدگاه ها (۱)

چرا وزیر وکیل دکتر مهندس رئیس و مدیر شدن اما آدم نشدن

#دلنوشت #استوری #تکست #متن #حرف #حرف_دل #سخن_دل #دلنوشته #خا...

در دلمـ افتاد مرگی همچو برگی در خزانای خزان آرزوهایمـ بهار م...

عاشقانه های شبنم

دروغی که واقعی شد

سناریو کازتورا پارت اخر

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆سانزو☆‌_بسیار جاذاب ‌_عش...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

#سناریو#اسکیزوقتی میگی گروه 𝚃𝚇𝚃 رو بیشتر دوست داری꒦꒷˙˙˙˙چان:...

I'm not jealous part 52+پس ماجرای سرطان؟/همش دروغ بود..میخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط