I'm not jealous

I'm not jealous
part 52

+پس ماجرای سرطان؟

/همش دروغ بود..میخواستم ببینم اگه دم مرگ بودم و اختیاری نداشتم بچه هام چطوری رفتار میکردن..مامانت..وقتی جوان بود دقیقا مثل تو بود..خیلی سر به هوا و شیطون..

ناراحت لب زدم

+پس چرا هر وقت دعوا مون میشه میگه نمی‌دونم چرا تو به عمت رفتی


بالاخره از سیس سفت و سختش در اومد و خندید

/اون دختر خیلی بی پروا بود..خیلی شیطون بود..موقع ای که عاشق بابات شد خیلی جوون بود..درسته..همسن تو بود..خانواده ی بابات چندان پولدار نبودن..شوهرم هم نادان بود به جای اینکه یک کاری کنیم همه چیز رو به ما بگه اون بد تر مخفی کار شد..شوهرم تصمیم گرفت وقتی مامانت چشم و گوشش می جنبید شوهرش بده..با یک خانواده هم سطح خودمون .. اونم بد تر فراری شد حتی در حدی که از خونه فرار کرد

یهو گریه اش گرفت
نمی‌دونستم چه واکنشی نشون بدم
که ادامه داد


/.‌.اون موقع دایی بزرگت..پدر دنیلا کلی حرف در مورد مادرت زده بود که باعث شده بود اعتماد بین ما از بین بره.. پدربزرگت آدم جاه طلبی بود و از آدمای جاه طلب خوشش می اومد به خاطر همین دایی بزرگت رو وارث شرکت کرد..
دیدگاه ها (۲)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.4کانگ وو:خب چرا ای...

پارت ۱۸یهو دیدم همه دارن بهم نگاه میکردن چون .. من داشتم فار...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

فیک تهیونگ

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀*رزا*با ...

پارت ۲ :تو فکر اون دختره بودم که مامان اومد تو و کنارم رو مب...

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

پارت چهارم ویو ات توی ماشین ! الا و لارا سوار ماشین ات شدن و...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۱چرخی توی خونه زد ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟓پارت 33 و 34 داخل هایلایته*صدای قدم‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط