آدم نیاز دارد گاهی سر به هوا باشد و بلند بلند بخندد... تا

آدم نیاز دارد گاهی سر به هوا باشد و بلند بلند بخندد... تابغضش گرفت، بزند زیر گریه و با مشتهایش پلکهای خیسش را پاک کند.. درست شبیه کودکی اش.
آدم است دیگر... آمده تا برای خودش زندگی کند، نه مردم!
من نمیدانم کی میخواهیم یاد بگیریم آرمان هایمان را به این و آن تحمیل نکنیم.. هرکس باید خودش باشد.
دست از سرِ دیگران و زندگیشان برداریم.. آنقدر حواسمان به رفتارهای این و آن بود که یادمان رفت خودمان زندگی کنیم.••🔎🖇••
#نرگس_صرافیان_طوفان
دیدگاه ها (۲۰)

یونگی از آن آدم هایی نیست که برای دیده شدن تلاش کنند ؛ حضورش...

توضیح رمان:🩸 عشق خونین ♥️🥀دختری که تمام عمرش پشت دیوارهای بل...

آره برا همه سختهولی یکی پاهاش خون میادیکی فقط کفشاش گِلی میش...

نقد «آن دیگری» به بهانه‌ی اکران آنلاین

پارت ۲۰ — بعد از آن شبسه ماه گذشت.یورا دیگر آن دختر سردرگم ر...

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

گاهی دوست داشتن، خودش زخمی‌ست که هیچ‌وقت خوب نمی‌شود.دوستش د...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

گربه ای در نیمکت کناری...

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط