{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوای دود گرفته ی این شهر

هوای دود گرفته ی این شهر
اگر خفه نکند مرا،
خاطرات تو،
در بن بستی ناغافل
یک روز ،
دست می اندازد و
یقه ی مرا می گیرد و
خفه ام می کند.
....
.
به شماره افتاده اند،
نفس هایی که بی حضورتو ،
در بین شمارگان هندسه وار زندگی
جایی برای حلول ندارند.

کاش بودی و میدیدی چگونه
کنج چشم انداز خانه زانو بغل کرده ام
دلم از دوریت رنگ برگ درختان شده
البته نه سبز بلکه نارنجی وخشک
.
.
بی معرفت،
دلم برای لمس نگاهت ،
گرمای نجیب دستهایت
و
شنیدن ضربان تنفس ات ،
تنگ شده است ."
دیدگاه ها (۱)

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

هوای دود گرفته ی این شهر اگر خفه نکند مرا،خاطرات تو،در بن بس...

My boyfriendP:⁴در اتاقت که بسته شد، صدای خنده‌های پذیرایی دو...

.استاد علی‌اکبر رائفی‌ پور :.🔅 محسن جان سلام !.🔹 نمیدانم چرا...

«خاطرات او». p¹.پرده ی اتاقم را کنار میزنم و به بارانی که آر...

با مداد شکسته می نویسم من میمانم و قلب تنهای خودم و غم ساله...

استاد علی‌اکبر رائفی‌ پور :.🔅 محسن جان سلام !.🔹 نمیدانم چر...

ادریس علی شاعر کرد زبان

تک پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط