{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آسمان، آبی‌تر،

آسمان، آبی‌تر،
آب آبی‌تر.
من در ایوانم، رعنا سر حوض.

رخت می‌شوید رعنا.
برگ‌ها می‌ریزد.
مادرم صبحی می‌گفت: موسم دلگیری است.
من به او گفتم: زندگانی سیبی است، گاز باید زد با پوست.

زن همسایه در پنجره‌اش، تور می‌بافد، می‌خواند.
من "ودا" می‌خوانم، گاهی نیز
طرح می‌ریزم سنگی، مرغی، ابری.

آفتابی یکدست.
سارها آمده‌اند.
تازه لادن‌ها پیدا شده‌اند.
من اناری را، می‌کنم دانه، به دل می‌گویم:
خوب بود این مردم، دانه‌های دلشان پیدا بود.
می‌پرد در چشمم آب انار: اشک می‌ریزم.
مادرم می‌خندد.
رعنا هم.
دیدگاه ها (۲)

زیباترین حرفت را بگو شکنجه پنهان سکوتت را آشکاره کن و هراس م...

تو را من چشم در راهم تو را من چشم در راهم شباهنگام.که می گیر...

همه ی آدم ها برای خودشون یک چیزِ یواشکی دارند؛یک اتفاقِ یواش...

آسمان، آبی‌تر،آب آبی‌تر.من در ایوانم، رعنا سر حوض.رخت می‌شوی...

#شعر_نو🌊آسمان، آبی‌تر،آب آبی‌تر.من در ایوانم، رعنا سر حوض.رخ...

آسمان، آبی ترآب، آبی ترمن در ایوانم، رعنا سر حوض.رخت می شوید...

آسمان‌، آبی تر، آب آبی تر. من در ایوانم‌، رعنا سر حوض‌. رخت ...

آسمان ، آبی ترآب ، آبی ترمن در ایوانم ، رعنا سر حوض .رخت میش...

آسمان آبی تر آب آبی ترمن درایوانم رعنا سر حوض رخت می شوید رع...

#آسمان_آبی_تر_آب_آبی_ترمن درایوانم رعنا سر حوض رخت می شوید ر...

آسمان آبی ترآب آبی ترمن درایوانم رعنا سر حوضرخت می شوید رعنا...

من اناری را میکنم دانه...👌❤🍀

آسمان ‌، آبی تر ، آب ، آبی تر ...من در ایوانم ‌،رعنا سر حوض‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط