{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آسمان ‌، آبی تر ،

آسمان ‌، آبی تر ،
آب ، آبی تر ...

من در ایوانم ‌،
رعنا سر حوض‌ ،
رخت می شوید رعنا.

برگ ها می ریزد.


مادرم صبحی گفت‌:
موسم دلگیری است‌.

من به او گفتم‌:
زندگانی سیبی است ‌،
گاز باید زد ، با پوست‌.

زن همسایه در پنجره اش ‌،
تور میبافد ، می خواند.

من «ودا» می خوانم ‌،
گاهی نیز
طرح میریزم ؛
سنگی ‌، مرغی ، ابری...

آفتابی یکدست‌
سارها آمده اند
تازه لادن ها پیدا شده اند.

من اناری را ، می کنم دانه‌ ،
و به دل می گویم‌:
خوب بود این مردم ‌،
دانه های دلشان پیدا بود.

می پرد در چشمم آب انار ،
اشک می ریزم‌ ،
مادرم میخندد
رعنا هم‌...

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۹)

آسمان، آبی‌تر،آب آبی‌تر.من در ایوانم، رعنا سر حوض.رخت می‌شوی...

#شعر_نو🌊آسمان، آبی‌تر،آب آبی‌تر.من در ایوانم، رعنا سر حوض.رخ...

آسمان ، آبی ترآب ، آبی ترمن در ایوانم ، رعنا سر حوض .رخت میش...

آسمان، آبی ترآب، آبی ترمن در ایوانم، رعنا سر حوض.رخت می شوید...

آسمان، آبی‌تر،آب آبی‌تر.من در ایوانم، رعنا سر حوض.رخت می‌شوی...

آسمان‌، آبی تر، آب آبی تر. من در ایوانم‌، رعنا سر حوض‌. رخت ...

آسمان آبی ترآب آبی ترمن در ایوانم، رعنا سر حوضرخت می شوید رع...

من اناری را میکنم دانه...👌❤🍀

آسمان آبی ترآب آبی ترمن درایوانم رعنا سر حوضرخت می شوید رعنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط