تنهـــــــــــــــــــــــــــღــــــــــــــــــــــــــ

تنهـــــــــــــــــــــــــــღـــــــــــــــــــــــــــــღــــــــــــــــــــــــا

نشسته ام که برای دلم هوار کنم
جواب کرده طبیبم، بگو چه کار کنم؟

اجازه هست بگویم چقدر خسته شدم
اجازه هست که نفرین به روزگار کنم؟

نگاه کن چقدر رنگ و روی من زرد است
چگونه این همه پاییز را بهار کنم؟

چقدر ساده مرا گیسویت به بند کشید
خدا نیاورد آن روز را فرار کنم

من: عاشق تو، تو: معشوق من، بفرمایید
ازین دو تا به کدامینش افتخار کنم؟


تنهـــــــــــــــــــــــــــღـــــــــــــــــــــــــــــღــــــــــــــــــــــــا
دیدگاه ها (۷)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش اول_بدترین دردی که می‌توان...

پروانه جان

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.7 (روایت از زبان ا...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت🖤 پارت ۶ | «جیا و اتاق ممنوعه» 😂...

**پارت ۲۰**نورِ کم‌جانِ صبحگاهی از بینِ درزِ پرده‌هایِ مخملی...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : eighteenویوی جونگ کوک :احساسات‌م...

برده عمارت جئون

چند پارتیپارت ۲سه روز بود که در آن اتاقِ لعنتی حبس بود. فضای...

مهمونی خطرناکپارت:25ویو اتبابام با اخم به جونگ کوک نگاه میکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط