{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنهـــــــــــــــــــــــــــღــــــــــــــــــــــــــ

تنهـــــــــــــــــــــــــــღـــــــــــــــــــــــــــــღــــــــــــــــــــــــا

نشسته ام که برای دلم هوار کنم
جواب کرده طبیبم، بگو چه کار کنم؟

اجازه هست بگویم چقدر خسته شدم
اجازه هست که نفرین به روزگار کنم؟

نگاه کن چقدر رنگ و روی من زرد است
چگونه این همه پاییز را بهار کنم؟

چقدر ساده مرا گیسویت به بند کشید
خدا نیاورد آن روز را فرار کنم

من: عاشق تو، تو: معشوق من، بفرمایید
ازین دو تا به کدامینش افتخار کنم؟


تنهـــــــــــــــــــــــــــღـــــــــــــــــــــــــــــღــــــــــــــــــــــــا
دیدگاه ها (۷)

در شهر عشق رسم وفا نیست، بگذریمیارای گفتن گله‌ها نیست، بگذری...

ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﺕ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﺰ ﺗﻮ ﮔﻠﯽ ﺑﻮ ﻧﮑﻨﻢﺟﺰ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯿﺎ...

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزنابتدای یک پریشانیست حرفش را ن...

عشق یعنی خاطرات بی غباردفتری از شعر و از عطر بهار عشق یعنی ی...

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش اول_بدترین دردی که می‌توان...

حمایت نمیشه زیاد متاسفانه. پارت چهار

پروانه جان

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁹_ کدوم شاهد؟!من که...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۸۵: احضار غیرمنتظرهچند خدمتکار آمدند و دسر...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت🖤 پارت ۶ | «جیا و اتاق ممنوعه» 😂...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط