زود تـمــــــوم مـیــشــــه ! ! !

زود تـمــــــوم مـیــشــــه ! ! !
.
.
.
دستاش میلرزید. . .
خیلی میترسید
اونم دستاشو محکم گرفته بود و میگفت :
- چیزی نمیشه عزیزم . باید انجامش بدیم تا بیشتر عاشقِ هم بشیم، زود تـمــوم مـیـشــه . . .
آخه. . . 
- اِ اِ اِ . . .
- دیگه آخه نداره زود باش . . .
دختر ترسیده بود ولی ترسِ از دست دادنش بیشتر اذیتش میکرد .
با خودش میگفت منو میگیره، شوهرمه اشکال نداره . 
تــازه ایـنـجــوری بـیـشـتــر عـاشـقــم مـیـشــه !
راضی شد و . . .
تموم شد . . . 
هـمـون طـور کـه پـسـر مـیـگـفـت ، زود تـمــوم شــد ! خـیـلــی زود . . . ولـی هـمـه چـیـز! !
هـرچـیـزی کـه بـیـنـشــون بــود تـمــوم شــد . . .
دختر عاشق تر شده بود ولی پسر. . .
- پسره گفت : پاشو پاشو جم کن خودتو . رفت لبِ پنجره و یه نخ سیگار روشن کرد .
- مـیـبـیـنـی شـهــرو؟ پـر از امـثــالِ تــو شــده . . .
مگه من چِمه عشقم؟
- عشقم؟؟ هِه برو باو عشقمِ ؟
- تـو اگـه پـاک بـودی مـن خـودمــم مـیـکـشـتــم تـن بـه ایـن کــار نـمـیــدادی ! ! !
- پـس تـنـت مـیـخــاره دیـگــه! مـن یـه هـمـچـیـن کـسـی رو بـه عـنــوانِ عـشـق قـبــول نــدارم!. . .
دختر که دیگه بدنش نمیلرزید آروم زیرِ لب زمزمه کرد :
راســت مـیـگـفــت زود تـمــــــوم مـیــشــــه . . .
خـیـلــی زووود . . .
✘ عـشـقــای امــروزی " زود تـمــــــوم مـیــشــــن ! ! ! " ✘
-
دیدگاه ها (۲)

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

Iove and the moonPart34 یونا: سلام میرا جان میرا:سلام یونا ...

سناریو هانما پارت۱

سناریو سانزو پارت 1

part¹⁰ویو جونگکوک::صبح وقتی بیدار شدم رفتم حموم و کارای لازم...

P15وقتی از رینو خداحافظی کرد داشت سمت مخالف می‌رفت که کنارش ...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

True Love③⑦(پارت آخر)) فردا یونی: چرا هیچی بهمون نگفته بودم....

سناریو خط قرمز پارت ۲

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط