{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واکنش صادقانه من وقتی قرار بود از شهرستان بالاخرهههههه بر

واکنش صادقانه من وقتی قرار بود از شهرستان بالاخرهههههه بریم تهران ولی یکی میمیره تا جمعه دیگه نمیتونیم بریم : زنده بودی، بودی، بودی، خیرت به ما نرسید، مردی ما هم با خودت کشتی داداش امیر... داداشم نیست ها همینطوری میگم...

وقتی دستام میبرم هوا محکم میزنم روی پاهام میگم : اممممممیر حلالت نمیکنم گور به گور بری اممممممممیر.... چرا مردییییییییییی امیرررررررررررر😭



توی دلم : چه مرگشه؟ 🤣🤣
دیدگاه ها (۰)

مراحل پیدا کردن مانگای نمیتونم نگهش دارم در مانگاریوم

عکس کاسپلی دازای

part 5ویو آناستازیا صبح از خواب پا شدم و روی تخت نشستم و به ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁶آتشی که از کلام من دامن دیگران را می‌گیرد؛اول ...

در حال حاضر مشترکه مورد نظر پاسخگو نیستلطفا بعد از شنیدن صدا...

p3 :ویو ا/ت : + توی ماشین نشستم و تصمیم گرفتم برای کوک یه پی...

رمان عشق مافیای من پارت 1💟💫

ببین من قید ننه بابامم زدم تو که دیگه جای خود داری.هر چی شکس...

رمان عضو هشتم ما با آدمای دیگه فرق داره...بعد از تموم شدن حر...

رمان همزادپارت۳۶#آرازهمینطوری توفرودگاه دنبال اشکان میگشتم،م...

p9 "بچگی ات"

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط