[چند پارتی]

<وقتی بم پنجسو میزاره روی سینت.. >
________________________

یک چیز سنگینی روی پام حس کردم نگاه پایین کردم که بم خیلی کیوت روی پام نشسته و سرش تقریبا روی سینمه جونگکوک جدا شد وقتی این صحنه دید بم بغل کرد

"_بم برو چرا سرتو روی چیزی میزاری که مال منه

بم فقط داشت نگاه جونگکوک میکرد و زبونش بیرون آورده بود جونگکوک بم رو گذاشت روی مبل و اومد نزدیک من شیر موز که روی میز بود رو برداشت

" _شیر موز خیلی خوشمزست ولی وقتی روی لبای تو هست صد برابر خوشمزه میشه(استغفرالله)

یک چشمکی زد و شیر موز رو خورد رفت سمت بم منم میزو جمع کردم و می‌شنیدم که جونگکوک داره با بم حرف میزنه می‌فهمیدم داره بهش میگه دیگه دست نزن به چیز های که مال منه خیلی نزدیک ا/ت نشو اینجور چیزا میز که جمع کردم رفتم سمت اتاق خواب وارد شدم و در کمر باز کردم تاپ میشکی و شلوار پارته میشکی برداشتم و رفتم سمت حموم

<<فلش بک به 45 دقیقه بعد>>

حموم تموم شد رفتم سمت یک گوشه حموم که حوله هست که یادم اومد حوله نیوردم نمیتونستم برم بیرون کولر روشنه سردم میشد پس در حموم باز کردم سرمو از حموم در آوردم

"+جونگکوک.. جونگکوک

چند ثانیه چیزی نگفتم که در اتاق باز شد جونگکوک اومد داخل چند دقیقه بهم خیره شده بود

" +میشه حوله رو بدی

اومد نزدیک دستاشو برد سمت موهام

"+کوکی یخ زدم میشه حوله رو بدی

جونگکوک در کمد باز کرد حوله بهم داد میخواستم در حموم ببندم که.....

_______________________

بچه ها چرا حمایت ها غیب شدن یهو؟ بد دارم مینویسم اگه بده لطفا بهم. بگین اومیدوارم دوست داشته باشین

بایییییییییی 💞💜❤️😘
دیدگاه ها (۷)

پارت ۲۴

چند پارتی

چند پارتی

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

مافیای من

ازدواج اجباری part: 14 ویو ملودی کوک درحال خوردن سینه هام بو...

چند پارتی

My professorChapter:2Part:108"یک هفته بعد"نور کمرنگ خورشید ا...

رقص مرگ و عشقp⁹ بازوم رو گرفت و بلندم کرد و انداخت داخل ماشی...

فیک کوک فصل ²پارت ⁸ویو ا.ت همینطوریشم جونگ کوک عصبی بود ، ول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط