{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم وسایلمو برداشتم تو ماشین زنگ زدم به سهون

رفتم وسایلمو برداشتم تو ماشین زنگ زدم به سهون
"الو سهون
_بله کای
"هوووی مثله ادم حرف بزن
_سسسییییسسس سر کلاسم استادم بفهمه کشتتم همون موقه یه صدا اومد که میگفت اوه سهون چی کار میکنی
_هیچی استاد دارم به درس گوش میدم ببخشید
_اخی من امروز میام دنبالت دم مدرست بابای
"بابای
رفتم خونه یه دوش گرفتم و رفتم دنبالش اومد بیرون با دونفر بود رفتم جلو زدم رو شونش برگشت
"سلام سهون
_عه کای اینجایی هه هه سلام
"معرفی نمیکنی؟
_چانیول و بکهیون دوستامم اینم همون کایه
چانیول€سلام پارک چانیولم
بکیون¥سلااااااام کااااای شی ....و با ذوق با کای دست داد که چانیول یه چشم غره بهش رفت
"عاعا چانیول شی انقدر رو دوست پس/رت حساس نشو اون فقط دست داد
چانیول دست بکیو گرفت و سرشو انداخت پایین که صدای گوشیه سهون بلند شد
_بله
*.....
_اوهوم باشه
*.........
باشه منم همین طور
*........
_بابای
"سهونا کی بود
_هیشکی
"با روحت حرف میزدی پس
_اوهوم
€¥"وااااااات
_مات
"یاااا مودب باش
_نمیخوام
"یاااااا
_مااااا
"اوه سهون حسابتو میرسم
دستشو گرفتم و فشار دادم
_ااااای
"حالا خوبت شد؟
_باشه باشه ایییی سوهو بود
اهم اهم به افزونم که سوهو دوست بنده بود که با ایشون هم دوست بود
€کای شی شما که حساس تری
"حرفمو پس میگیرم دو دستی بچسب بهش
و سهون و کشیدم تو بغلم
بکی و سهون مظلومانه به هم نگا کردن و سرشونو از رو تاسف تکون دادن
_کاایا بریم دیگه من گوشنه
€یا سهونا تو الان تو سلف غذا خوردیا
_چه ربطی داره من الان گوشنمه
¥سهون برو بخور به این یودا هم تو جه نکن چانیول خان شما هم دخالت نکن منم گوشنه
€بلهO_o
دیگه این تهش بود ویسگون بیشتر اجازه نمیده
دیدگاه ها (۷)

به نظرتون الان یکی بزارم سحرم یه دونه یا سحر یکی بعد از اذون...

کایسا بعععععلهههه

از تو فیلم اسکیرین گرفتم شانسی در اومد

سابقه دارههههه

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۴(last part)خب...

KIM V

«وقتی به همکلاسیت حسودی کرد»پارت۲(سونگمین☆ ا.ت★) راوی*سونگم...

پارت 13 بخونین و لذت ببرین

عشق بی منطق p1

وقتی اکسو توی تلویزیون ام وی "شیک ایت" سیستارو میبیننکای : ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط