#سیستان
#سیستان
.................................
........یه داستان آموزنده و پند آمیز :
دختر :هه هه
پسر:چرامیخندی؟
دختر:به تومیخندم
پسر:یادته اون روزا توخونمون افتاده بودی به پام التماس میکردی ....اما من عملا رفتار غیراخلاقی نمیکردم یا در حالی که عکسهای لختت دستم بود و میتونستم هرکاری بدون هیچ محدودیت و مشکلی باهات بکنم ولی پایبند وجدانم بودم ومهمتر اینکه واقعا دوستت داشتم و نخواستم گناهی رو مرتکب و از طرفم به هرشکل و هرگونه آسیبی بتو برسد.....بعد الان به من میخندی؟
دختر:هه هه من با حرفام خرت کردم
پسر:من خام حرفات نشدم و نخواستم به کاری خلاف شرع و غیراخلاقی مرتکب و یا مجازاتت کنم یاد ناموسم افتادم فکرکردم اگه یه روزی ناموسم جایی گیرکنه چی میشه،دلم سوخت وجدانم رو درنظر و در شان خودم ندونستم و باهات هیچ کاری نکردم
دختر:خفه شو اسکول،همش ادعایی،مال این صحبتا نیستی،توبی عرضه ای
پسر:آره توراست میگی من بی عرضه ام،خدافظ
چندسال بعد
دختربابغض؛سلام عزیزم
پسر:سلام گلم خوبی خوشحالم کردی بعد ازچندسال یادی ازما کردی
دختر:عزیزم خواهش میکنم منو ببخش من درحق تو خیلی بدی کردم
پسر:توکه کاری نکردی عزیزم چی شده؟
دختر:چندروز پیش گول حرفای یه پسرو خوردم رفتم خونشون،نامرد با 3تا ازدوستاش به من تجاوز کردن
پسر:جدی میگی؟
دختر:آره،الان تومحل همه مهر فاحشه روم گذاشتن
پسر:عزیزم توباید منو ببخشی
دختر:چرامگه چیکارکردی؟
پسر:چون تو صبرو درکم نکردی وقتی اون روزا بدون دلیل ازمن جداشدی وبه من گفتی بی عرضه،من همون لحظه ازخدا خواستم یه با عرضه نصیبت کنه.
دختراااااا به اینجورپسرا نگید بی عرضه
بگید مرررد.......و باغیرت✌
.................................
........یه داستان آموزنده و پند آمیز :
دختر :هه هه
پسر:چرامیخندی؟
دختر:به تومیخندم
پسر:یادته اون روزا توخونمون افتاده بودی به پام التماس میکردی ....اما من عملا رفتار غیراخلاقی نمیکردم یا در حالی که عکسهای لختت دستم بود و میتونستم هرکاری بدون هیچ محدودیت و مشکلی باهات بکنم ولی پایبند وجدانم بودم ومهمتر اینکه واقعا دوستت داشتم و نخواستم گناهی رو مرتکب و از طرفم به هرشکل و هرگونه آسیبی بتو برسد.....بعد الان به من میخندی؟
دختر:هه هه من با حرفام خرت کردم
پسر:من خام حرفات نشدم و نخواستم به کاری خلاف شرع و غیراخلاقی مرتکب و یا مجازاتت کنم یاد ناموسم افتادم فکرکردم اگه یه روزی ناموسم جایی گیرکنه چی میشه،دلم سوخت وجدانم رو درنظر و در شان خودم ندونستم و باهات هیچ کاری نکردم
دختر:خفه شو اسکول،همش ادعایی،مال این صحبتا نیستی،توبی عرضه ای
پسر:آره توراست میگی من بی عرضه ام،خدافظ
چندسال بعد
دختربابغض؛سلام عزیزم
پسر:سلام گلم خوبی خوشحالم کردی بعد ازچندسال یادی ازما کردی
دختر:عزیزم خواهش میکنم منو ببخش من درحق تو خیلی بدی کردم
پسر:توکه کاری نکردی عزیزم چی شده؟
دختر:چندروز پیش گول حرفای یه پسرو خوردم رفتم خونشون،نامرد با 3تا ازدوستاش به من تجاوز کردن
پسر:جدی میگی؟
دختر:آره،الان تومحل همه مهر فاحشه روم گذاشتن
پسر:عزیزم توباید منو ببخشی
دختر:چرامگه چیکارکردی؟
پسر:چون تو صبرو درکم نکردی وقتی اون روزا بدون دلیل ازمن جداشدی وبه من گفتی بی عرضه،من همون لحظه ازخدا خواستم یه با عرضه نصیبت کنه.
دختراااااا به اینجورپسرا نگید بی عرضه
بگید مرررد.......و باغیرت✌
- ۱.۷k
- ۰۲ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط