خوب خوب خیلی ممنون از حمایت واقعا رو حیه گرفتم

پارت ۲
در مغز ایزاوا :واقعا امیدوارم که خراب کاری به بار نیاره
ویو نویسنده
به مدرسه رسیدن سابیشی به زور ایزاوا رو تا کلاس کشوند ایزاوا خودشو جم و جور کرد و وارد شد پشت میز ایستاد
ایزاوا:خوب بچه ها امروز دانش اموزی که از درس عقب مونده رو می خوام وارد کلاس کنیم و از این به بعد با ماها ادامه میده امید وارم بتونید باهاش کنار بیاد
سابیشی بدونه اینکه فرصت بده ایزاوا چیزی دیگه ای بگه با هیجان اومد تو کلاس
سابیشی:سلامممممممممممممممممممم واو چقدر باحالن *رو به ایزاوا کرد و گفت*بابا اینا خیلی خوشکلن
ایزاوا :بگو استاد بچه
سابیشی : ببخشید یادم رفت خودمو معرفی کنم ایزاوا سابیشی هستم در خدمت شما و اینکه عاشق خونم اگر زخمی شدین و خون اومد از زخمتون لطفا از دادنش به من حتی لحظه ای دریق نکنید و اینکه کوسه ی من خیلی نا معلومه کلا قابل توضیح نیست در اینده خودتون متوجه اش میشید
سابیشی خیلی سریع رفت و به همه سلام کرد و دست داد ایزاوا هم که برگشته بود تو کیسه خواب
ایدا:ببخشید استاد اگر فامیلش ایزاوا هست یعنی دختر شماست درسته؟
ایزاوا با بی حوصلگی:اره




خوب اینم پارت دو فدای نگاتون
دیدگاه ها (۱۳)

پدر خوانده فصل دو

پارت ۴#تو راز شب های منیروز بعد، سوآ و جی‌هون توی کلاس منتظر...

⠀ ⠀ ⠀ ⠀ ⠀ ⠀پسـ٫ـر کلآࡄ مــن ⠀ ⠀ ⠀ ⠀ ⠀ ⠀مدرسة هآی سئول باز شد...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۵(موقعیت:UA ) (زمان: ۶:۴۲)**نویسنده*...

وقتی استادت بودP:3ویو ا.ت:در باز شد جینا بود اومد بشینه که ک...

پارت اول :رمان رویای عشق در بازی خبیث ..سلام من جنی کیم هستم...

سلام بچه‌ها امیدوارم خوب باشید..یه مدت خیلی زیادی که میگید چ...

پارت ۲ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو انیا توی مدرسه بعد از کلاس ب...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 9 | مگه شما دوتا با هم قرار می‌...

پارت اول | «استاد کیم»صدای زنگ دانشگاه که در راهرو پیچید، با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط