دستم درد گرفت بوخودا دیگه جون نوشتن بیشتر از این رو نداشت
دستم درد گرفت بوخودا دیگه جون نوشتن بیشتر از این رو نداشتم خخ
نظر یادتون نره
وارد اتاق تمرین شدن.
کیو سه بار دستاشو بهم کوبید و شمرد و گفت:یک،دو،سه،برید.
دخترا بدون هیچ اشکالی توی نوت هخونی و رعایت سبک موزیک خوندن.
وقتی تمرین تموم شد رییس کمپانی گفت:واو!فوق العاده اید شما پنج تا!من یه فکری دارم!شما خیلی خوب خوندید نظرتون چیه ایبن آهنگ رو امروز ضبط کنیم؟
شین جونگ:عالیه،منکه موافقم~(^◇^)/ دخترا شما چی؟
بقیه دخترا تایید کردن و بعد از یک بار دیگه تمرین آهنگ ضبط شد.
بعد از ضبط همگی رفتن گردش باهم.
ساعاتی رو باهم گذروندن،داخل پارک ده تاشون همه ی ده تا تاب رو گرفته بودن و تاب بازی میکردن.
رفتن شهر بازی و یکم بازی کردن.
*نکته خخ میدونید که پارک با شهر بازی فرق داره*
بعد از یه روز بر مشغله و شاد برگشتن خونه.
دم در خداحافظی کردن و هرکی رفت خونه ی خودش.
وقتی برگشتن دوباره از سمت کمپانی تماس گرفتن و گفتن بعد از آلبوم قراره یه کنسرت اجرا کنن.
سوریو:کنسرت؟به این زودی؟
شین جونگ:نمیشد بیشتر آهنگ بدیم بعد؟
رییس کمپانی:اینجوری بهتره زوپد تر طرفدار پیدذا میکنید،تازه اونروز برنامه هم هست.
یوری:چه برنامه ای؟
-میایید متوجه میشید،فردا هم بیایید برای متن ترک بعدی آلبومتون.
دخترا نشستن و شروع کردن به صحبت کرذدن.
سوریو:من باورم نمیشه،یعنی ما داریم به خواستمون میرسیم؟
شین جونگ:آره ما داریم معروف میشیم.
هیوری:یه زمانی میبرسیه همه پوسترای ما رو میزن به دیوار اتاقشون.
یوری:آره،هرجا میریم عکس خودمونو میبینیم،تازه وسایلی که استفاده میکنیم رو هم میفروشن،وااای باورم نمیشه.
سورا:من باورم نمیشه که ما به عنوان جامشین های دختر دابل اس قراره معروف بشیم.
همینجوری داشتن صحبت میکردن که سورا خوابش برد.
سوریو:من خیلی نگرانم سورا ام،جدیذجدا خیلی از بینیش خون میاد، خیلی هم میخوابه،ما میخونیم،وقتی خیلی بخوابی و خیلی زیاد تتر از دو هفته از بینیت خون بیاد بیماری داری!
یوری:جواب آزمایشش کی میاد؟
هیوری:دو هفته دیگه!
شین جونگ:نمیشه صحبت کنیم به لاین آزمایش زودتر رسیدگی کنن؟
سوریو:من زنگ میزنم ببینم چی میشه!
سوریو زنگ زد به بیمارستانی که سورا آزمایش داده بود و خواست با دکتر صحبت کنه.
سوریو:سلام.
دکتر:سلامم،بفرمایید.
-ببخشید آقای دکتر،ما دوستمون،کیم سورا،اون بیمارستان آزمایش خون داده!
-کمی تامل کنید تا بررسی کنم.بله،آزمایش خون دادن و دو هفته دیگه جواب آزمایشش میاد.
-بلخشید،اما نمیشه نتیجه زود تر بیاد؟زود تر بهش رسیدگی بشه؟
دکتر کمی فکر کرد و گفت:باشه،من سعی میکنم تا آخر هفته آمادش کنم،آخر هفته بیان تا بهتون نتیجه رو بدم.
-خیلی ممنون.
خداحافظی کردن و سوریو تلفن رو گذاشت.
مستقیما تلفن زنگ خورد و یونگ سنگ بود:دخترا،شما امروز دعوتید خونه ی ما!
سوریو:اوه،مزاحمتون نمیشیم.
هیون تلفن رو گرفت و گفت:نه،شما باید بیایید،الان.
-فعلا که سورا خوابه بیدار بشه باشه میاییم.
-باشه حتما بیایید.
وقتی سوریو خبر رو داد شین جونگ گفت:خب تا اونموقع بیایید یه چیزی درست کنیم ببریم براشون!
دخترا با هزار زور و زحمت کیمچی درست کردن و سورا بیدار شد و رفتن خونه پسرا.
پسرا همه منتظر دم در ایستاده بودن منتظر دخترا.
دخترا اومد و سلام گردن و رفتن داخل.
یونگ سنگ:این چیه اوردین؟
هیوری:کیمچی درست کردیم منو یوری و سوریو و شین جونگ(≧∇≦)/
جونگمین:پس سورا کمکتون نکرد؟
سوریو خیلی نگران به سورا که دستاش داخل جیب شلوارش بود و سرش پایین و داشت به زمین نگاه میکرد و با پاهاش بازی میکرد نگاه کرد و گفت؛:نه متاسفانه...
که یوری حرفشو قطع کرد و گفت:سورا خسته بود خواببده بود.
هیونگ رفت سمت سورا و گفت:چیشده سورا؟چرا انقدر میخوابی؟تو اینجور نبودی؟
سورا سرشو اورد بالا و گفت:صبح خیلی زود بیدار شدم،تازه آزمایش خون هم دادم خسته بودم.
کیو:خسته نباشی +_+
شیمن جونگ:خب؟ما برای چی اینجاییم؟
یونگ سنگ:واسه اینکه دور هم باشیم و حرف بزنیم کمی.
کمی حرف زدن و شب شد.
دخترا خداحافظی کردن و برگشتن خونه.
فردا هم دوباره رفتن کمپانی و متن ترک بعدی آلبومشونو گرفتن.
اونروز دخترا بعد از کمپانی رفتن کلاساشوم،اون هفته رو کامل کلاس داشتن.
داخل خونه هرکی از اتفاقایی که تو کلاساشون می افتاد صحبت مکردن.
سوریو میگفت:دخترا نمیدونید،سر کلاس نشسته بودم که یه پسری از همکلاسیام اومد و گفت.گروه g.popرو میشناسی؟منم واسه اینکه معلوم نباشه خودم داخل گروهم گفتم یه چیزایی شنیدم اما آهنگاشونو نشنیدم.میشه یکی از آهنگاشونو برام بذاری؟اونم یکی از آهنگامونو گذاشت و کفت اون آهنگو دوست داره،خیلس خوشحال شدم.
هیوری:آره منم داشتم تمرین میکردم یکی از دخترا گفت.یکی از اعضا گزوه جدید جیپاپ هم نقاشی بلده.
سورا:منم داشتم تمرزین میکردم یکی از دخترا گفت.تو چقدر شبیه یکی از اعضا جی پاپ میرقصی؟
نظر یادتون نره
وارد اتاق تمرین شدن.
کیو سه بار دستاشو بهم کوبید و شمرد و گفت:یک،دو،سه،برید.
دخترا بدون هیچ اشکالی توی نوت هخونی و رعایت سبک موزیک خوندن.
وقتی تمرین تموم شد رییس کمپانی گفت:واو!فوق العاده اید شما پنج تا!من یه فکری دارم!شما خیلی خوب خوندید نظرتون چیه ایبن آهنگ رو امروز ضبط کنیم؟
شین جونگ:عالیه،منکه موافقم~(^◇^)/ دخترا شما چی؟
بقیه دخترا تایید کردن و بعد از یک بار دیگه تمرین آهنگ ضبط شد.
بعد از ضبط همگی رفتن گردش باهم.
ساعاتی رو باهم گذروندن،داخل پارک ده تاشون همه ی ده تا تاب رو گرفته بودن و تاب بازی میکردن.
رفتن شهر بازی و یکم بازی کردن.
*نکته خخ میدونید که پارک با شهر بازی فرق داره*
بعد از یه روز بر مشغله و شاد برگشتن خونه.
دم در خداحافظی کردن و هرکی رفت خونه ی خودش.
وقتی برگشتن دوباره از سمت کمپانی تماس گرفتن و گفتن بعد از آلبوم قراره یه کنسرت اجرا کنن.
سوریو:کنسرت؟به این زودی؟
شین جونگ:نمیشد بیشتر آهنگ بدیم بعد؟
رییس کمپانی:اینجوری بهتره زوپد تر طرفدار پیدذا میکنید،تازه اونروز برنامه هم هست.
یوری:چه برنامه ای؟
-میایید متوجه میشید،فردا هم بیایید برای متن ترک بعدی آلبومتون.
دخترا نشستن و شروع کردن به صحبت کرذدن.
سوریو:من باورم نمیشه،یعنی ما داریم به خواستمون میرسیم؟
شین جونگ:آره ما داریم معروف میشیم.
هیوری:یه زمانی میبرسیه همه پوسترای ما رو میزن به دیوار اتاقشون.
یوری:آره،هرجا میریم عکس خودمونو میبینیم،تازه وسایلی که استفاده میکنیم رو هم میفروشن،وااای باورم نمیشه.
سورا:من باورم نمیشه که ما به عنوان جامشین های دختر دابل اس قراره معروف بشیم.
همینجوری داشتن صحبت میکردن که سورا خوابش برد.
سوریو:من خیلی نگرانم سورا ام،جدیذجدا خیلی از بینیش خون میاد، خیلی هم میخوابه،ما میخونیم،وقتی خیلی بخوابی و خیلی زیاد تتر از دو هفته از بینیت خون بیاد بیماری داری!
یوری:جواب آزمایشش کی میاد؟
هیوری:دو هفته دیگه!
شین جونگ:نمیشه صحبت کنیم به لاین آزمایش زودتر رسیدگی کنن؟
سوریو:من زنگ میزنم ببینم چی میشه!
سوریو زنگ زد به بیمارستانی که سورا آزمایش داده بود و خواست با دکتر صحبت کنه.
سوریو:سلام.
دکتر:سلامم،بفرمایید.
-ببخشید آقای دکتر،ما دوستمون،کیم سورا،اون بیمارستان آزمایش خون داده!
-کمی تامل کنید تا بررسی کنم.بله،آزمایش خون دادن و دو هفته دیگه جواب آزمایشش میاد.
-بلخشید،اما نمیشه نتیجه زود تر بیاد؟زود تر بهش رسیدگی بشه؟
دکتر کمی فکر کرد و گفت:باشه،من سعی میکنم تا آخر هفته آمادش کنم،آخر هفته بیان تا بهتون نتیجه رو بدم.
-خیلی ممنون.
خداحافظی کردن و سوریو تلفن رو گذاشت.
مستقیما تلفن زنگ خورد و یونگ سنگ بود:دخترا،شما امروز دعوتید خونه ی ما!
سوریو:اوه،مزاحمتون نمیشیم.
هیون تلفن رو گرفت و گفت:نه،شما باید بیایید،الان.
-فعلا که سورا خوابه بیدار بشه باشه میاییم.
-باشه حتما بیایید.
وقتی سوریو خبر رو داد شین جونگ گفت:خب تا اونموقع بیایید یه چیزی درست کنیم ببریم براشون!
دخترا با هزار زور و زحمت کیمچی درست کردن و سورا بیدار شد و رفتن خونه پسرا.
پسرا همه منتظر دم در ایستاده بودن منتظر دخترا.
دخترا اومد و سلام گردن و رفتن داخل.
یونگ سنگ:این چیه اوردین؟
هیوری:کیمچی درست کردیم منو یوری و سوریو و شین جونگ(≧∇≦)/
جونگمین:پس سورا کمکتون نکرد؟
سوریو خیلی نگران به سورا که دستاش داخل جیب شلوارش بود و سرش پایین و داشت به زمین نگاه میکرد و با پاهاش بازی میکرد نگاه کرد و گفت؛:نه متاسفانه...
که یوری حرفشو قطع کرد و گفت:سورا خسته بود خواببده بود.
هیونگ رفت سمت سورا و گفت:چیشده سورا؟چرا انقدر میخوابی؟تو اینجور نبودی؟
سورا سرشو اورد بالا و گفت:صبح خیلی زود بیدار شدم،تازه آزمایش خون هم دادم خسته بودم.
کیو:خسته نباشی +_+
شیمن جونگ:خب؟ما برای چی اینجاییم؟
یونگ سنگ:واسه اینکه دور هم باشیم و حرف بزنیم کمی.
کمی حرف زدن و شب شد.
دخترا خداحافظی کردن و برگشتن خونه.
فردا هم دوباره رفتن کمپانی و متن ترک بعدی آلبومشونو گرفتن.
اونروز دخترا بعد از کمپانی رفتن کلاساشوم،اون هفته رو کامل کلاس داشتن.
داخل خونه هرکی از اتفاقایی که تو کلاساشون می افتاد صحبت مکردن.
سوریو میگفت:دخترا نمیدونید،سر کلاس نشسته بودم که یه پسری از همکلاسیام اومد و گفت.گروه g.popرو میشناسی؟منم واسه اینکه معلوم نباشه خودم داخل گروهم گفتم یه چیزایی شنیدم اما آهنگاشونو نشنیدم.میشه یکی از آهنگاشونو برام بذاری؟اونم یکی از آهنگامونو گذاشت و کفت اون آهنگو دوست داره،خیلس خوشحال شدم.
هیوری:آره منم داشتم تمرین میکردم یکی از دخترا گفت.یکی از اعضا گزوه جدید جیپاپ هم نقاشی بلده.
سورا:منم داشتم تمرزین میکردم یکی از دخترا گفت.تو چقدر شبیه یکی از اعضا جی پاپ میرقصی؟
- ۱۷.۷k
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط