پارت ۴۰

سرنوشت پیش می‌آید









[-----------:)
[پارت۴۰)
[-----------:)




دلین : جونگ‌کوک دستت ( گریه )


جونگ‌کوک: چیزی نیس ( با درد )

دلین : م..م..م..ن چی..کار ک..نم

جونگ‌کوک: دلین گوشی منو از تو جیبم در بیار و زنگ بزنه به دکتر هان ( درد شدید )


دلین : باشع باشع گوشیت کجاست ( استرسی )


جونگ‌کوک: تو جیب کوتم ( درد )


دلین : گوشیش رو درآوردم و زنگ زدم به دکتر هان
بعد از ۳ بوق جواب داد


دکتر هان : الو



دلین : آقای دکتر جونگ‌کوک تیر خورده ( ترس و لکنت و استرسی )


دکتر هان : باشع باشع نترس ببین یه پارچه ی تمیز بیار و بزار رو ضخمش و فشار بده تا خون ریزیش کم تر بشه الان میام


دلین : باشع


دلین : رفتم و یه پارچه از توی کمد اشمز خونه برداشتم و گذاشتم رو دست جونگ‌کوک



با چند تقه که به در خورد دکتر هان وارد شد


دکتر هان : واییی ضخمش خیلی عمیقه



دلین : من من چیکار کنم ( استرسی )



دکتر هان : وایسا برم بی حسی قوی تر بیارم صبر کن


دلین : من ممییارم کجاست ( استرسی )


دکتر هان: توی اون کیف


دلین : رفتم و بی حسی رو از توی کیف پیدا کردم برداشتم و میخواستم برم که یهو با ناله ای که جونگ‌کوک کشید استرس گرفتم و شیشه ی بی حسی از دستم افتاد و شکست


دلین : هیییننننن ( گریه )


دکتر هان : چیکاررررر کردییییی ( داد )


جونگ‌کوک: سرش داد نزننن( داد )


دکتر هان : اون بی خسی رو شکوند الان چیکار کنم ( داد )


جونگ‌کوک: همین طور ادامه بده



ادامه دارد.....


پارت بعد هم امروز میزارمم
دیدگاه ها (۹)

پارت ۲۶

پارت دومدکتر:خو تبریک میگم ایشون حاملنکوک:چییییشوگا:باباا😭نی...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

مهمونی خطرناک پارت=18ویو ات:جونگ کوک خیلی ریلکس لبامو میبوسی...

part 40****چو: «اشکالی نداره لارا.»یون‌کیونگ: «خب دیگه دخترا...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

پارت ۱ «ساعت ²²:⁴⁰ دقیقه»آروم گوشت تکه شده ای رو‌ از توی دیس...

۳ پارتی

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط