چرا گریه کنم وقتی باران ابهت اشکهایم را پاک کرد و سرخی گو
چرا گریه کنم وقتی باران ابهت اشکهایم را پاک کرد و سرخی گونه هایم را به حساب روزگار ریخت.چرا گریه کنم وقتی او بغض عروسکی دارد و همیشه این منم که باید قطره قطره بمیرم.چرا گریه کنم وقتی بر بلندی این ساده زیستن زیر پا له شده ام.چرا گریه کنم وقتی باد بوی گریه دارد و برگ بوی مرگ.چرا گریه کنم وقتی عاشق شدن را بلد نیستم تا به حرمت اندک سهمم از تو اشک بریزم.چرا گریه کنم وقتی تبسم نگاهت زیبا تر است………
- ۷۶۹
- ۱۶ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط