{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فردی مسلمان همسایه ای کافر داشت هر روز و هر شب با صدای بل

فردی مسلمان همسایه ای کافر داشت هر روز و هر شب با صدای بلند همسایه کافر رو لعن و نفرین می کرد:
خدایا...! جان این همسایه کافر من را بگیر, مرگش را نزدیک کن (طوری که مرد کافر می شنید)
زمان گذشت و مسلمان بیمار شد. دیگر نمی توانست غذا درست کند ولی در کمال تعجب غذایش سر موقع در خانه اش ظاهر می شد.
مسلمان سر نماز می گفت خدایا ممنونم ک بنده ات را فراموش نکردی و غذای مرا در خانه ام ظاهر می کنی و لعنت بر آن کافر خدا نشناس...!
روزی از روزها که خواست برود غذا را بر دارد ،دید این همسایه کافر است ک غذا برایش می آورد.
از آن شب ب بعد، مسلمان سر نماز می گفت : خدایا ممنونم که این مرتیکه شیطان رو وسیله کردی که برای من غذا بیاورد. من تازه حکمت تو را فهمیدم ک چرا جانش را نگرفتی!!!

حکایت خیلیاست... مواظب قضاوت هایمان باشیم وگرنه برای شکستن دل بنده ها باید پاسخگوی خدایشان باشیم

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

قسمت 13صبج روز بعد فرا رسید ث همه با صدای آزاردهنده دارکوب ش...

وصیت نامه شهید سجاد زبرجدی:سلام علیکم و رحمه الله#خداوند منا...

متن کامل پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته دولت/ بخش دوم ...

متن کامل پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته دولت/ بخش دوم ...

﷽🔴هموطن بی حجابم؛ من از تو متنفر نیستم!امروز که وسط پاساژ را...

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

فردی مسلمان همسایه ای کافر داشت هر روز و هر شب با صدای بلند ...

فردی مسلمان همسایه ای کافر داشت هر روز و هر شب با صدای بلند ...

#بیداری فردی مسلمان همسایه ای کافر داشت هر روز و هر شب با ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط