زیاد کتاب می‌خواند. از چهره‌اش معلوم بود که نمی‌خواند، بل

زیاد کتاب می‌خواند. از چهره‌اش معلوم بود که نمی‌خواند، بلکه می‌بلعد و حتی فرصت خوب جویدن به خود نمی‌دهد. از قرار معلوم مطالعه یکی‌ از عادت‌های بیمار‌گونه‌ی او بود. چون با ولع یکسانی به هرچه به دستش بود هجوم می‌برد. حتی به تقویم‌ها و روزنامه‌های‌ سال گذشته. در خانه همیشه درازکش کتاب می‌خواند.
#اتاق_شماره‌ی_۶
#آنتونی_چخوف
ترجمه‌ی آبتین گلکار
#fact
#text
#book
دیدگاه ها (۱)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :نظریات گوناگون را می‌ ...

*دلتنگ صدای شماییم.....خامنه‌ای شهید، که بود؟خامنه‌ای شهید، ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۳ ‌با نزدیک شدن به ا...

ادیت س. ک. س. ی. از لینوو🔥🔥چانیییی🔥🔥__اولین تیزر موزیک ویدیو...

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

پارت: 23 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین دقیقاً روبه‌روی من ایس...

چند پارتی بازی ممنوع

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :عکسش هم صادق و ثابت اس...

کن نیچیوا ❤️‍🔥اومدم با پارت ۴ این سناریو ی شاهکار...لایک پار...

تکاپو پارت 108:امیدوارم اشتباه باشه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍چند ساعت از باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط